بخشها
۰:۰۰–۷:۵۳متن مداحی تو تنها امید من بیپناهی
تو تنها امیدِ منِ بیپناهی
به تو گرمه پشتم، برام تکیهگاهی
دلم قرصه وقتی تو هستی کنارم
تو تنها رفیقِ منِ روسیایی
شبایی که غرقِ غصهام
منم و چشای خیسم
به تو و به آغوشِ تو محتاجم
به کرم و حرمِ دستات
به هوای صحنِ زیبات
خلاصه به ششگوشه تو محتاجم
حسین سایهٔ بالا سرم
حسین شفیع محشرم
حسین منو ببر حرم
سایهٔ بالاسرم حسین
شفیع محشرم
حسین منو ببر حرم
دعا کن یه روزی منم روسفید شم
شبیه کسی که به عشقش رسید شم
میدونی که آقا منم آرزومه
سرم رو بذارم رو پاهات شهید شم
چه حال قشنگی داره اون نوکری که میذاره
سرش رو رو زانوت لحظهٔ آخر
رضا که فدا شه جونم
بریزه تو راهت خونم
میخوام بشم آقا مثل تو بیسر
شبایی که غرقِ غصهم
منم و چشای خیسم
به تا به آغوشِ تو محتاجم
به کرم و حُرمِ دستات
به هوای صحنِ زیبات
خلاصه به ششگوشهتو محتاجم
حسین سایهٔ بالا سرم
حسین شفیعِ محشرم
حسین منو ببر حرم
حسین سایهٔ بالا سرم
حسین شفیعِ محشرم
حسین منو ببر حرم
منم یادگارِ غروبی پر از درد
یه خواهر که بالای تن ناله میزد
شدم روضهخونِ تو نفسهای آخر
غریبیِ جدم به یاد من اومد
منم و یه دنیا حسرت
دیدم که حرم شد غارت
هنوز به یادم هست خندهٔ قاتل
منی که دیدم با چشمام
شلوغیِ بازارِ شام
چطوری حالا آروم بگیره دل
منم شاهدِ ماجرا تو غروب کربلا
که رفت سرها رو نیزهها
حسین غریب فاطمه
درباره مداحی تو تنها امید من بیپناهی
تو تنها امیدِ منِ بیپناهی به تو گرمه پشتم، برام تکیهگاهی دلم قرصه وقتی تو هستی کنارم تو تنها رفیقِ منِ روسیایی شبایی که غرقِ غصهام منم و چشای خیسم به تو و به آغوشِ تو محتاجم به کرم و هرمِ دستات به هوای صحنِ زیبات خلاصه به ششگوشه تو محتاجم شبایی که غرقِ غصهام منم و چشای خیسم به تو و به آغوشِ تو محتاجم به کرم و هرمِ دستات به هوای صحنِ زیبات خلاصه به ششگوشه تو محتاجم حسین سایهٔ بالا سرم حسین شفیع محشرم حسین منو ببر حرم سایهٔ بالاسرم حسین شفیع محشرم حسین منو ببر حرم حسین منو ببر حسین منو ببر حرم حسین منو ببر حرم حسین منو ببر دعا کن یه روزی منم روسفید شم دعا کن یه روزی منم رو... شبیه کسی که به عشقش رسید شم شبیه کسی که... میدونی که آقا منم آرزومه سرم رو بذارم رو پاهات شهید شم سرم رو بذارم چه حال قشنگی داره اون نوکری که میذاره سرش رو رو زانوت لحظهٔ آخر رضا که فدا شه جونم بریزه تو راهت خونم میخوام بشم آقا مثل تو بیسر شبایی که غرقِ غصهم منم و چشای خیسم به تا به آغوشِ تو محتاجم به کرم و حُرمِ دستات به هوای صحنِ زیبات خلاصه به ششگوشه خلاصه به ششگوشهت محتاجم حسین سایهٔ بالا سرم حسین شفیعِ محشرم منو ببر حرم حسین سایهٔ بالا سرم شفیعِ محشرم منو ببر حرم منو ببر حرم حسین منو ببر حسین منو ببر حرم حسین منم یادگارِ غروبی پر از درد یه خواهر که بالای تن ناله میزد شدم روضهخونِ نفسهای آخر غریبیِ جدم به یاد من اومد غریبیِ جدم به یاد من اومد منم و یه دنیا حسرت دیدم که حرم شد غارت هنوز به یادم هست خندهٔ قاتل منی که دیدم با چشمام شلوغیِ بازارِ شام چطوری حالا آروم بگیره دل منم شاهدِ ماجرا تو غروب کربلا که رفت سرها رو نیزهها که رفت سرها رو نیزهها حسین غریب فاطمه غریب فاطمه
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط