
آسمان گشته سیهپوش و ملک در زمزمه - حسین طاهری
دانلود آسمان گشته سیهپوش و ملک در زمزمه
بخشها
۰:۰۱–۷:۱۶متن مداحی آسمان گشته سیهپوش و ملک در زمزمه
آسمان گشته سیه پوش و ملک در زمزمه
بازمانده در غریبی یک علی بی فاطمه
باز از آه کسی عرش خدا لرزیده است
حضرت سلطان ایران داغ خواهر دیده است
دختری شد زود راهی مثل مادر آه آه
خواهری آمد به جان دور از برادر آه آه
باز هم یک فاطمه از دست دنیا سیر شد
آیههای غربت آل علی تفسیر شد
فاطمهها آنقدر مهمان دنیا نیستند
فاطمهها رو به روی فتنه میایستند
فاطمهها را غم مظلوم دوران میکشد
فاطمهها را غریبی علی جان میکشد
مثل هم بودند اگر چه فاطمههای خدا
داشت اما قم فراوان با مدینه فرقها
شهر قم با یاعلی گویان سر دعوا نداشت
شهر قم بر آبرویش چون مدینه پا نذاشت
با ستم کاران عالم قم ید واحد نداشت
کوچههای تنگش اصلا قنفذ و خالد نداشت
شکر حق این فاطمه دیگر شبیه مادرش
قاتلانش را ندیده در کنار بسترش
میزد مرا مغیره و یک کس به او نگفت
زن را مقابل شوهر نمیزنند
وای مادرم
روی او نیلوفری و چادرش خاکی نشد
هیچ کس از گریهی روز و شبت شاکی نشد
کینههای بد آتش در گلستانش نشد
ریسمانی مزد دستان علی جانش نشد
ماه قم را کس ندیده در خسوف و درهلال
نیست در حالاتش اصلا حرف سارت کالخیام
درباره مداحی آسمان گشته سیهپوش و ملک در زمزمه
آسمان گشته سیهپوش و ملک در زمزمه بازمانده در غریبی یک علی بیفاطمه باز از آه کسی عرش خدا لرزیده است حضرت سلطان ایران داغ خواهر دیده است دختری شد زودراهی مثل مادر، آه، آه خواهری آمد به جان، دور از برادر، آه، آه باز هم یک فاطمه از دست دنیا سیر شد آیههای غربت آل علی تفسیر شد فاطمهها آنقدرها مهمان دنیا نیستند فاطمهها روبهروی فتنهها میایستند فاطمهها را غم مظلوم دوران میکشد فاطمهها را غریبیِ علی جان میکشد مثل هم بودند اگرچه فاطمه معصومه داشت اما قم فراوان با مدینه فرقها شهر قم با یا علیگویان سر دعوا نداشت شهر قم بر آبرویش چون مدینه پا نگذاشت غاصب اموال آنان قم، یدِ واحد نداشت کوچههای تنگش اصلاً قنفذ و خالد نداشت شکر حق، شکر حق شکر حق این فاطمه دیگر شبیه مادرش قاتلانش را ندیده در کنار همسرش چشم وا کرد دید امیرالمؤمنین میگه: قربونت برم؛ در میزنن نامجیبا با همه پُررویی میگن: اومدیم عیادت فاطمهت این خونه، خونه علیه نمیتونم در رو رو دشمنم وا نکنم، فاطمهم هرچی تو بگی فقط بگو برم از جلو در بیرونشون کنم، دیگه صبر من تموم... فقط هنوز مأمور به صبر بودم دید با همون نفس خستهش یه نگاهش کرد، علی جان البیت بیتک خونه خونهٔ توئه و الحرم حرمک من کنیزتم علی اما تا قیامت این دو نفر رو لعنت میکنم میزد مرا مغیره و یک کس به او نگفت زن را کسی مقابل شوهر نمیزند روی نیلوفری و چادرش خاکی نشد هیچکس از گریهٔ روز و شبش شاکی نشد کینههای بدر آتش در گلستانش نشد ریسمانی مزد دستان علی جانش نشد ماهِ گمراه که کس ندیده در خسوف و در هلال نیست در حالاتش اصلاً حرفی از سار و تلخیها
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط