
نماهنگ پای درد دل دخترت بشین - امیر کرمانشاهی
دانلود نماهنگ پای درد دل دخترت بشین
بخشها
۰:۱۱–۹:۳۱متن نماهنگ پای درد دل دخترت بشین
پای درد و دلِ دخترت بشین
با لبای پاره میخونم برات
لکنتَم داره اذیت میکنه
روضه با اشاره میخونم برات
با سر اومدی به دیدنم ولی
هیچکجا بابا نمیآد اینطوری
گریهٔ زیاد امونم رو برید
نفسم بالا نمیآد اینطوری
اینطوری دست منو گره زدن
دستهای عمه رو بستن اینطوری
سرتو نمیتونم بغل کنم
مچ دستم رو شکستن اینطوری
بعد اون که رفتی بیخداحافظی
کار من سوز و گدازه اینطوری
نمیشه که خوب ببینمت بابا
با چشمی که نیمهبازه اینطوری
بعد اون شب که تو صحرا گم شدم
دیگه خم شد قامت من اینطوری
یکیدرمیون نزد سیلی بهم
ضربه زد به صورت من اینطوری
تو بگو کجای دنیا یه گُل رو
میکَنن از روی ساقه اینطوری
تو چهجوری افتادی از روی اسب
افتادم من از رو ناقه اینطوری
تو کوچهپسکوچههای شهر شام
چکمه روی بالم افتاد اینطوری
یکی دید رمق نمونده تو پاهام
بیادب منو هلم داد اینطوری
تا خجالتم بدن زنهای شام
هی به من اشاره کردن اینطوری
جلوی چشم عموم، میون راه
پیرهنم رو پاره کردن اینطوری
وقتی توی تب میسوزم، ای بابا
لرزه تو تنم میافته اینطوری
با تهِ نیزه یهجور منو زدن
سر و گردنم میافته اینطوری
کمرم شکست از غصه، بابا
ریخته شد رو سرم آوار اینطوری
میدونی که بدتر از اینا چیه
هو شدن میون بازار اینطوری
همه سنگ از روی پشتبوم زدن
ناز دختر رو خریدن اینطوری
موهایی که عمه بافته بود برام
زجر و حرمله کشیدن اینطوری
درباره نماهنگ پای درد دل دخترت بشین
پای دردِ دلِ دخترت بشین با لبای پاره میخونم برات لکنتَم داره اذیت میکنه روضه با اشاره میخونم برات با سر اومدی به دیدنم ولی خدایش هیچکجا بابا نمیآد اینطوری گریهٔ زیاد امونمو برید نفسم بالا نمیآد اینطوری اینطوری اینطوری دست منو گره زدن دستهای عمه رو بستن اینطوری سرتو نمیتونم بغل کنم مچ دستم رو شکستن اینطوری بعد اون که رفتی بیخداحافظی کار من سوز و گدازه اینطوری نمیشه که خوب ببینمت بابا با چشمی که نیمهبازه اینطوری اینطوری بعد اون شب که تو صحرا گم شدم دیگه خم شد قامت من اینطوری یکیدرمیون نزد سیلی بهم ضربه زد به صورت من اینطوری تو بگو کجای دنیا یه گلو میکَنن از روی ساقه اینطوری تو چهجوری افتادی از روی اسب افتادم من از رو ناقه اینطوری تو کوچهپسکوچههای شهر شام چکمه روی بال و پرم اینطوری افتادی اینطوری یکی دید رمق نمونده تو پاهام بیادب منو هلم داد اینطوری خجالتزدهام زنای شام هی به من اشاره کردن اینطوری جلوی چشم عموم، این و اون بابا ببین، پیرهنم رو پاره کردن اینطوری وقتی تو یه تب میسوزم، ای بابا لرزه تو تنم میافته اینطوری با تهِ نیزه یهجور منو زدن سر و گردنم میافته اینطوری کمرم شکست از غصه، بابا ریخته شد رو سرم آوار اینطوری میدونی که بدتر از اینا چیه گم شدن میون بازار اینطوری سیدا در گوششونو بگیرن نشنون همه سنگ از روی پشتبوم زدن ناز دختر خریدن اینطوری موهایی که عمه بافته بود برام زجر و حرمله کشیدن اینطوری
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط