
بخشها
۰:۰۰–۳:۳۰متن نماهنگ رقیه جان
شبایی که نبودی رو
زیر چشمام کبودی رو
فراموش کن
رفتی که رفتی
سایه ات سنگین شده الان ماهه
رفتی که رفتی
نگفتی دخترم چشمش به راهه
اینجا عزیزم تو رو خواستن گناهه
شبایی که نبودی رو
زیر چشمام کبودی رو
فراموش کن
تو که دستی نداری پس
چشماتو مثل آغوش کن
یه شب تا صبح
به من گوش کن
تو رنگ پریده هم قشنگی
خاکی رسیده هم قشنگی
کوری چشم شمر بابا
گلو بریده هم قشنگی
چشماتو بستی
ندیدی زجرو وقتی زجرمون داد
چشماتو بستی
سرت رو نیزه دار پیشم تکون داد
غربت لباتو به دست خیزرون داد
خرابه بالشش خشته
برای دخترت زشته تو اینجایی
رو پام آروم بخواب امشب
با لکنت میخونم واسه تو لالایی
عجب بزمی چه بابایی
راستی ندیدی کس و کارم
تو گوش کیه گوشوارم
تو هر جای خرابه ریخته
بی کسی از لباس پاره
بابا بابایی ...
درباره نماهنگ رقیه جان
زمینهٔ سوزناک با نوای مداح اهلبیت، روایتگر درددلهای جانسوز حضرت رقیه(س) با سر مطهر امام حسین(ع) در ویرانهٔ شام. «شبی که نبودی رو، زیر چشمام کبودی رو فراموش کن» آغاز این نجواست که غربت کاروان اسرا را بازگو میکند.
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.