
بخشها
۰:۰۰–۶:۲۰متن نماهنگ حیدر حیرونت
شرار سینهها از آه سرده
نفس تو سینهام درگیر درده
خدا زیر بغلهامو گرفته
ببین داغ تو با حیدر چه کرده
حیدر حیرونت، عالم گریونت
تنها شدم زهرا جونم قربونت
بساط گریههامون امشب جورِ جوره
از امشب خونه بیتو سوت وکوره
خودت جای علی پیش یتیمات
چه جوری این همه خونو بشوره؟
چشمام میسوزه دستام میلرزه
پیش تو و تابوت پاهام میلرزه
حیدر حیرونت، عالم گریونت
تنها شدم زهرا جونم قربونت
ببار بارون که بیزهرا ببارم
عصام میشه از امشب ذوالفِقارم
برا مهر نماز زینبمون
یه مشت از خاک قبرت رو میآرم
چشمامون خونه روضه میخونه
رو شونه سلمان میام تا خونه
حیدر حیرونت، عالم گریونت
تنها شدم زهرا جونم قربونت
حسینت چشم بیتاب آورده
سر خاک تو سیلاب آورده
به امیدی که پاشی آب بیاری
یه ظرف خالیِ آب آورده
بدجور بیحالِه تا صبح میناله
خاک مزار توست یا که گوداله
تو رفتی حال قلب من خرابه
خوشی بعد از تو واسه من سرابه
حسین دیگه رمق تو پاش نداره
دلم واسه حسین تو کبابه
رفتی از پیشم دارم آب میشم
چادر نماز تو زده آتیشم
روزا گریون شبا هم بیقراره
ببین زینب دیگه آروم نداره
حسین آروم نمیشه بعد غُسلت
نمیدونی چه حال و روزی داره
یک روز تو گودال وقتی رفت از حال
جسمش رو میبینی داره میشه پامال
درباره نماهنگ حیدر حیرونت
شرار سینهها، آه سرده شرار سینهها، آه سرده نفس تو سینهام درگیر درده خدا زیر بغلهامو گرفته ببین داغت با حیدر چه کرده حیدر حیرونت عالم گریونت حیدر حیرونت عالم گریونت تنها شدم، زهرا جونم، قربونت تنها شدم، زهرا جونم، قربونت بساط گریههامون جوره جوره از امشب خونه بیتو سوت و کوره بساط گریههامون جوره جوره از امشب خونه بیتو سوت و کوره خودت جای علی پیش یتیمات چهجوری اینهمه خونو بشوره چشمام میسوزه دستام میلرزه چشمام میسوزه دستام میلرزه پیش تابوت پاهام میلرزه حیدر حیرونت عالم گریونت حیدر عالم تنها شدم زهرا جونم قربونت تنها شدم ببار بارون که بی زهرا ببارم عصام میشه از امشب ذوالفقارم برای مهر نماز زینبمون یه مشت از خاک قبرت رو میآرم چشمام پر خونه روضهمیخونه رو شونهٔ سلمان میآم تا خونه حیدر حیرونت عالم گریونت حیدر عالم گریونت تنها شدم زهرا جونم حسینت چشمِ بیتاب آورده سر خاکت هی سیلاب آورده به امیدی که پاشی آب بیاری یه ظرفِ خالیِ آب آورده بدجور بیحاله تا صبح میناله خاک مزارتوسـ[ت] یا که گوداله تو رفتی، حال قلب من خرابه خوشی بعد از تو واسه من سرابه حسن دیگر رمق تو پا نداره دلم واسه حسینِ تو کبابه رفتی از پیشم دارم آب میشم چادر نمازِ تو زده آتیشم روزا گریون، شبا هم بیقراره ببین زینب دیگه آروم نداره حسین آروم نمیشه بعدِ غسلت نمیدونی چه حال و روزی داره یک روز تهِ گودال وقتی رفت از حال جسمش رو میبینی پامال
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط