
بخشها
۰:۰۰–۲:۳۳نسخهٔ تصویری
متن نماهنگ حماسه جمل
ضربه رو برم چه بیتردیده
یه غضب کنه زمین لرزیده
تو جمل چقدر سرو صدا شده
واسه کیه انقدر ترسیده
چه یلی بَه به، ضربُ الاَجلی بَه بَه
دست و سر میزنه بی معطلی بَه بَه
با یه هر ضربش دائم وسط میدون
سینشو میده جلو میگه علی بَه بَه
نعرههاش جَلیه، بَه بَه عجب یلیه
این صدای غرش شیرِ نرِ علیه
عین بیعقلیه جنگیدن باهاش خدایی
یک تنه کل سپاهِ والیَ الولیه
حسن جانم...
طَلحه بدجوری شده آشفته
داره سکته میکنه میافته
وقتی که حسن میتازه حیدر
مطمئنم به حسینش گفته
صدر زین بَه بَه، میزنه کمین بَه بَه
داداشت حسن چه میکنه ببین بَه بَه
میبینی حالا قطعِ بر یقین بابا
شتر اون زنه میخوره زمین بَه بَه
اینقده دلیره دشمنو کرده خیره
نحوهی جنگیدنش خدایی بینظیره
داره هی نشون میده که اومده به میدون
انتقام سیلیِ فاطمه رو بگیره
حسن جانم حسن...
درباره نماهنگ حماسه جمل
سر بروبهرَم که بیتردیدِ سر بروبهرَم که بیتردیدِ، خُب؟ یه غضب کنه زمین لرزیده تو جمل چقدر سرِ وا شده واسه کیه اینقده ترسیده تیغِ علی، بهبه ضربِالأجلِ علی، بهبه تیغِ علی، بهبه ضربِالأجلِ علی، بهبه دست و سر میزنه بیمعطلی، بهبه پای هر ضربهاش، دائم وسطِ میدون سینهشو میده جلو، میگه علی آره بابا، بهبه اشهد انَّ حالا نَعرِههاش جلیه، بهبه عجب یلیه نَعرِههاش جلیه، بهبه عجب یلیه این صدای غرشِ شیر نره علیه عینِ بیعقلیه جنگیدن باهاش خدایی یهتنه کُل سپاهِ والیِ الولیّه حسن جانم حسن طلحه بدجوری شده آشفته طلحه بدجوری شده آشفته، خُب؟ داره سکته میکنه، میافته وقتی که حسن میتازه، حیدر مطمئنم به حسینش گفته صدرِ زین، بهبه میزنه کمین، بهبه صدرِ زین، بهبه میزنه کمین، بهبه داداشت حسن چه میکنه، ببین، بهبه میبینی حالا، قطعاً به یقین، بابا شتر اون زنه میخوره زمین اینقدر دلیله، دشمنو کرده خیره نحوهٔ جنگیدنش خدایی بینظیره داره عِینش رو میده که اومده به میدون انتقام سیلی فاطمه رو بگیره
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
