
بخشها
۰:۰۰–۳:۰۸نسخهٔ تصویری
متن نماهنگ حال دلتنگی
نوشتم از حالِ دلتنگی
که در دلتنگی قیاسی نیست
به پلکت جانم گره خورده
بگیر جانم را هراسی نیست
همه دَم نفسم روح و جانم
شده نام تو وِردِ زبانم
بروند همه از کشور دل
تو بمان، تو بمان در جهانم
درِ دل بر عالَمی بستم
عاشقی خستهام با جهانی نجوشم
نشستم تنها سرِ کویت
تاری از مویت بر بهشت نفروشم
اباصالح ، یا اباصالح جان
شبی از دنیا گذر کردم
به دست آوردم نگاهت را
تو را در خوابم عجب دیدم
زدم بوسه روی ماهت را
به لبم به تنم مانده بویت
و درخشش آن خالِ رویت
همه عمر به تماشا نشینم
زِ دلم نرود آرزویت
پریشان از حسِ زندانی
اشک پنهانی، انتظار و جدایی
تو برگردی من سفر باشم
بیخبر باشم آن شبی که میایی
اباصالح ، یا اباصالح جان
درباره نماهنگ حال دلتنگی
نوشتم از حالِ دلتنگی نوشتم از حالِ دلتنگی که در دلتنگی قیاسی نیست به پلکت جانم گره خورده بگیر جانم را هراسی نیست همهدم نفسم روح و جانم شده نامِ تو وردِ زبانم بروند همه از کشورِ دل تو بمان تو بمان در جهانم درِ دل بر عالمی بستم عاشقی خستم با جهانی نجوشم نشستم تنها سرِ کویت تاری از مویت بر بهشت نفروشم اباصالح یا اباصالح یا اباصالح جان اباصالح شبی از دنیا گذر کردم به دست آوردم نگاهت را تو را در خوابم عجب دیدم زدم بوسه رویِ ماهت را دلم بچینم آن بویَت و در ششآن خال رویت همهعمر به تماشا نشینم ز دلم نرود آرزویت پریشان از حس زندانی اشک پنهانی، انتظار و جدایی تو برگردی من سفر باشم بیخبر باشم، آن شبی که میآیی اباصالح، یا اباصالح یا اباصالح، جان اباصالح
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
