
بخشها
۰:۰۰–۵:۲۲متن نماهنگ ادب
اباالفضلی بودن یعنی اول ادب
و صلی الله علیک یا ابا الادب
اباالفضلی یعنی راه امام حسین
ادب داشتن تو دستگاه امام حسین
احترام به بزرگتر
به یه پیرغلام و نوکر
آره قاموس اباالفضله
بین واژه ها بگردی واژه ادب همیشه
دست و پابوسه اباالفضله
عمو اباالفضل داره پیش خدا آبرو اباالفضل
توی دفترت صد و سی و سه دفعه
بنویس ادب ولی بگو اباالفضل
زنده شود جان به نام حضرت عباس
توسن چرخ است رام حضرت عباس
روز ازل چون زدند قرعه مردی
قرعه درآمد به نام حضرت عباس
عمو اباالفضل داره پیش خدا آبرو اباالفضل
توی دفترت صد و سی و سه دفعه
بنویس ادب ولی بگو اباالفضل
سید الشباب بعد از حسنین
و صلی الله علی علی بن الحسین
علی اکبر یعنی شور و شوق و شعف
علی اکبر یعنی تکرار شاه نجف
این روایته که کلا
منطقا خَلقا و خُلقا
به پیمبر اشبه الناسه
این یه سرّ نانوشته است
واژه علی اکبر مترادف با عباسه
نبود مثالت
فتبارک به وقار و به جلالت
موقع جنگیدنت میگفت اباالفضل
علی اکبر شیر مادرت حلالت
یم فاطمی دُر سرمدی
گل احمدی مه هاشمی
ز سرادقات محمدی
طلعت ظهور و جلالتی
به سما قمر به نبی ثمر
به فاطمه دُر به علی گهر
به حسن جگر به حسین پسر
چه نجابتی چه اصالتی
خم زلف او چه شکن شکن
به مثال نقره فام و تن
سپری به کتف و کفن به تن
به چه قامتی چه قیامتی
نبود مثالت
فتبارک به وقار و به جلالت
موقع جنگیدنت میگفت اباالفضل
علی اکبر شیر مادرت حلالت
درباره نماهنگ ادب
ابالفضلی بودن یعنی اول ادب ابالفضلی بودن یعنی اول ادب و صلی الله علیک یا اباالادب ابالفضلی یعنی راه امام حسین ادب داشتن تو دستگاه امام حسین احترام به بزرگتر به یه پیرغلام و نوکر آره پابوس ابالفضل بین واژهها بگردیم واژه ادب همیشه دستبهسینه و مؤدب دستوپابوس ابالفضله عمو ابالفضل داره پیش خدا آبرو ابالفضل توی دفتر صدوسیوسه دفعه بنویس ادب ولی بگو ابالفضل عمو ابالفضل داره پیش خدا آبرو ابالفضل توی دفتر صدوسیوسه دفعه بنویس ادب ولی بگو ابالفضل زنده شود جان به نام حضرت عباس توسن چرخ است رام حضرت عباس روز ازل چون زدند قرعه مردی قرعه درآمد به نام حضرت عباس قرعه درآمد به نام حضرت عباس عمو ابالفضل داره پیش خدا آبرو ابالفضل توی دفتر صدوسیوسه دفعه بنویس ادب ولی بگو ابالفضل سیدالشباب بعد از حسنین سیدالشباب بعد از حسنین و صلی الله علی علی ابن الحسین علیاکبر یعنی شور و شوق و شعف علیاکبر یعنی تکرار شاه نجف روایته که کلاً منطقاً، خلقاً و خُلقاً به پیمبر اشبهالناسه این یه سرّ نانوشتهست واژهٔ علیاکبر مترادف با عباسه نبود مثالت فتبارک به وقار و به جلالت موقع جنگیدنت میگفت ابالفضل علیاکبر شیر مادرت حلالت نبود مثالت فتبارک به وقار و به جلالت موقع جنگیدنت میگفت ابالفضل علیاکبر شیر مادرت حلالت دم فاطمی، نور سرمدی گل احمدی، مه هاشمی ز سرادقات محمدی طلعت ظهور و جلالتی به سما قمر، به نبی ثمر به فاطمه در، به علی گهر به حسن جگر، به حسین پسر چه نجابتی، چه اصالتی خم زلف او چو شکنشکن به مثال نقرهفاموتن سپری به کتف و کفن به تن به چه قامتی، چه قیامتی نبود مثالت فتبارک به وقار و به جلالت موقع جنگیدنت میگفت ابالفضل علیاکبر شیر مادرت حلالت اباعبدالله اباعبدالله اباعبدالله همیشه اول هر کارم سلام میدم به علمدارت به اون کسی که تو رو خیلی دوست داره همیشه قبل زیارتها سلام میدم به علمدارت آخه تو حرمش حسابی غوغا داره سلام میکنم به دستای قلمش سلام میکنم به سقای حرمش سلام میکنم به آقای کرمش یا اباالفضل ای ساقی لبتشنگان ای جان جانانم سقای طفلانم ای ماه بنیهاشم خورشید لقا عباس ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس اباعبدالله اباعبدالله اباعبدالله
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.