
بخشها
۰:۰۳–۹:۰۰متن مداحی غریب و زخمی و بیحالی
غریب و زخمی و بیحالی
به فکر غارت و جنجالی
نفس نمونده برات آقا
سه ساعته توی گودالی
چشات جایی رو نمیبینه
سینهٔ تو چرا سنگینه
میدید که هیچکسی دورت نیست
میزد تو رو با توهین
آخ سنگدلیشون از حد گذشته
چقدر تو قتلگاه بهت بد گذشته
خیر نَبِینه اون بیحیا که
از روی پیکر تو با لگد گذشته
تو پادشاه عالمینی
حق تو که سنگ و عصا نیست
ای همه هستی زینب
جای تو زیر دست و پا نیست
کارِ تو وقتی که تمام شد
تازه میآن برای غارت
قلبِ زینبِ که بیقراره
رسیده وقت بوسه از گلوی پاره
روی گودال افتادی بی حال
حنجر تو دیگه جای سالمی نداره
سرِ پیراهنِ تو گریهٔ ما را درآوردند
میانِ اینهمه کشته
چرا تنها تو عریانی؟
کس ندیده در عالم
اینچنین گرفتاری
شه رود به میدان و
زن کند علمداری
یا اباعبدالله حسین
چی به سرت اومده آقا؟
که اینجوری توی حصیری
کی فکرشو میکرد یه روزی
خواهر تو بره اسیری؟
آخ خواهر تو بره اسیری
کی فکرشو میکرد
که زینب ببینه مجلس شرابو
ببینه زینب توی بازار
گهوارهٔ طفل ربابو
چی بگم از، آه چی بگم از تکیهٔ بازار
دختر حیدرو آوردن توی انظار
نانجیبها، قصد جسارت
از روی نیزه داره میبینه علمدار
حسین
سالار زینب
درباره مداحی غریب و زخمی و بیحالی
غریب و زخمی و بیحالی به فکر غارت و جنجالی نفس نمونده برات آقا سه ساعته توی گودالی غریب و زخمی و بیحالی به فکر غارت و جنجالی نفس نمونده برات آقا سه ساعته توی گودالی سه ساعته توی گودالی چشات جایی رو نمیبینه مخدرات غروب عاشورا هی بر سر و صورت میزدن آخ، تو هم لطمه بزن غریب و زخمی و بیحالی به فکر غارت و جنجالی نفس نمونده برات آقا سه ساعته توی گودالی سه ساعته توی گودالی چشات جایی رو نمیبینه سینهٔ تو چرا سنگینه میدید که هیچکسی دورت نیست میزد تو رو با توهین مدینه آخ سنگدلیشون از حد گذشته چقدر تو قتلگاه بهت بد گذشته سنگدلیشون از حد گذشته چقدر تو قتلگاه بهت بد گذشته خِی نَبِینَه، اون بیحیا که خِی نَبِینَه، اون بیحیا که از روی پیکر تو با لگد گذشته بیانصافیه کسی تشنه و خودش رو بزنه عزیز خدا غروب عاشورا تنها بین گودال افتاده بود زن و بچهاش سرگشته بیابان آواره شدهاند تو پادشاه عالمینی حق تو که سنگ و عصا نیست ای همه هستی زینب جای تو زیر دست و پا نیست آخ آخ چی بگم از اینهمه نیزه آخ آخ چی بگم از اینهمه نیزه امان از اینهمه جسارتاً کارِ تو وقتی که تمام شد تازه میآن برای غارت قلبِ زینبِ که بیقراره نشینهگهِ بوسه از گلوی پاره روی گودال افتادی بی حال حنجر تو دیگه جای سالمی نداره سرِ پیراهنِ تو گریهٔ ما را درآوردند سرِ پیراهنِ تو گریهٔ ما را درآوردند میانِ اینهمه کشته میانِ اینهمه کشته چرا تنها تو عریانی؟ چرا تنها تو عریانی؟ کس ندیده در عالم اینچنین گرفتاری شه رود به میدان و زن کند علمداری حسین آخ حسین یا اباعبدالله حسین چی به سرت اومده آقا؟ که اینجوری توی حصیری چی اومده؟ چی به سرت اومده آقا؟ که اینجوری توی حصیری آخ کی فکرشو میکرد یه روزی خواهر تو بره اسیری؟ آخ چی به سرت اومده آقا؟ چی به سرت اومده آقا؟ چی به سرت اومده آقا؟ که اینجوری توی حصیری کی فکرشو میکرد یه روزی خواهر تو بره اسیری؟ آخ خواهر تو بره اسیری کی فکرشو میکرد که زینب کی فکرشو میکرد که زینب ببینه مجلس شرابو کی فکرشو میکرد که زینب ببینه مجلس شرابو ببینه زینب توی بازار گهوارهٔ طفل ربابو چی بگم از، آه چی بگم از تکیهٔ بازار دختر حیدرو آوردن توی انظار نانجیبها، قصد جسارت از روی نیزه داره میبینه علمدار حسین حسین سالار زینب
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط