
بخشها
۰:۰۰–۵:۳۶متن مداحی بدرقه پدر
من و این خاک نشسته رو سرم
رفتنت هنوز نمیشه باورم
تو چشام یه کاسه اشکه اومدم
بدرقهت کنم تا آغوش حرم
روزای خوب شبیه نسیم میره
تو میری و با تو دلخوشیم میره
من خودم با چشای خودم دیدم
توی تابوت داره زندگیم میره
تو روی دست مردمی
داری میری به کربلا
اما تن جد تو موند
برهنه زیر دست و پا
غارت که شد پیراهنش
با گریه میگفت مادرش
خورشید رو جسمش نتاب
بیسایهبونه پیکرش
غریب حسین غریب حسین...
واسه دفن تو یه برنامهای هست
شنیدم که وصیتنامهای هست
قسمت تن تو غارت نشده
باز خوبه ازت یه عمامهای هست
گل میریزن رو سر تو مرد و زن
تابوتت نشد مثل امام حسن
من یه آقای غریبو میشناسم
که حصیر کهنه شد براش کفن
ریختن همه
روی سرش
جلو چشای خواهرش
قیمت گذاشتن حتی روی
گوشوارههای دخترش
درست مثل پیراهنش
مقطعه شد بدنش
نیزههاشون کافی نبود
با نعل تازه زدنش
غریب حسین غریب حسین...
درباره مداحی بدرقه پدر
زمینهٔ احساسی در سوگ پدر و گریز به مصائب سیدالشهدا(ع) و غربت پیکر ایشان در کربلا. مداح با نالهٔ «من خودم با چشای خودم دیدم، توی تابوت داره زندگیم میره» به روضهٔ غارت پیراهن و بیکفنی امام حسین(ع) گریز میزند.
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.