
باز کن در که گدای سحرت برگشته - منصور ارضی
دانلود باز کن در که گدای سحرت برگشته
بخشها
۰:۰۰–۷:۳۷متن مداحی باز کن در که گدای سحرت برگشته
باز کن در که گدای سحرت برگشته
بنده خسته ز عصیان به درت برگشته
باز هم در به دری دور و برت برگشته
سفره را چیدی و دیدم نظرت برگشته
اصلا انگار نه انگار گنهکارم من
به تو اندازه یک عمر بدهکارم من
گرچه آلوده ام و خار ولی آمده ام
با همان فطرت پاک ازلی آمده ام
دیدم از غیر درت بی محلی آمده ام
دست پر هستم و با نام علی آمده ام
از عقوبات من غم زده تعجیل بگیر
عبد آلوده پشیمان شده تحویل بگیر
بنده وقتی فرو رفت به مرداب گناه
خواست از چاله در آید ولی افتاد به چاه
وای از دست رفیقی که مرا برد ز راه
من زمین خوردم و او جای دعا کرد نگاه
حرف پرواز زد اما همه طنازی بود
دوستت دارم آن دوست دغل بازی بود
حال من آمده ام حال مرا بهتر کن
دیگر از دست خودم خسته شدم باور کن
با چنین بنده که داری به مدارا سر کن
تا سحر جان مرا مست می کوثر کن
دارم امید مقیم حرم یار شوم
من به قربان علی تا دم افطار شوم
گرچه اندازه یک کوه گنه سنگین است
آشتی با تو همیشه مزه اش شیرین است
سفره ای را که تو چیدی چقدر رنگین است
آخر کار هر آنکس که بیاید این است
اولین قطره اشکی که ز چشمش ریزد
از دلش ناله یا فاطمه بر میخیزد
درباره مداحی باز کن در که گدای سحرت برگشته
مناجات سحرگاهی با نوای حاج منصور ارضی؛ رازونیاز بندهای پشیمان که با دست خالی و تمسک به نام امیرالمؤمنین(ع) به درگاه الهی بازگشته است. «باز کن در که گدای سحرت برگشته، بندهٔ خسته ز عصیان به درت برگشته».
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط