بخشها
۰:۰۰–۳:۵۲متن مداحی ای ماورای حد تصور مقام تو
ای ماورای حد تصور مقام تو
مریم کنیز و عیسیِ مریم غلام تو
دست خدا و چشم خدا صورت خدا
تو بر خدای قائم و ما بر قوام تو
دونِ کلامِ خالق و فوقِ کلامِ خلق
نهجالبلاغه آن مَلکوتی کلام تو
هر صبحدم شعاع طلاییِ آفتاب
آید ز آسمان به عرض سلام تو
فرض است و بر تمامیِ ذراتِ کائنات
مِهر تو و ولای تو و احترام تو
ارض و سما به یُمن وجود تو ثابتاند
دائم بُوَد مدارِ فلک بر دوام تو
روزی دهد خدا به همه خلق کائنات
از سفرهٔ ولایت و انعام عام تو
فردا حساب مؤمن و کافر تو میکنی
برپا کند قیامت کبری قیام تو
صوم و صلات رنگ خدایی به خود گرفت
زآن خون که رنگ کرده صلات و صیام تو
در کعبه شد پدید و به محراب شد شهید
قربان حسن مطلع و حسن ختام تو
درباره مداحی ای ماورای حد تصور مقام تو
ای ماورای حد تصور مقام تو مریم کنیز و عیسیِ مریم غلام تو (×۲) دست خدا و چشم خدا صورت خدا (×۲) تو بر خدای قائم و ما بر قوام تو (×۲) دونِ کلامِ خالق و فوقِ کلامِ خلق (×۲) نهجالبلاغه آن مَلکوتی کلام تو نهجالبلاغه [نامفهوم] کلام تو هر صبحدم شعاع طلاییِ آفتاب (×۲) آید ز آسمان به عرض سلام تو آید ز آسمان [نامفهوم] فرض است بر تمامیِ ذراتِ کائنات (×۲) مِهر تو و ولای تو و احترام تو مِهر تو و ولای تو و [نامفهوم] احترام تو ارض و سما به یُمن وجود تو ثابتاند (×۲) دائم بُوَد مدارِ فلک بر دوام تو دائم بُوَد مدارِ فلک [نامفهوم] ارض و سما ارض و سما به یمن وجود تو ثابتاند ارض و سما به یمن وجود تو ثابتاند دائم بُوَد مدار فلک بر دوام تو دائم بُوَد مدار فلک بر دوام تو روزی دهد خدا به همه خلق کائنات روزی دهد خدا به همه خلق کائنات از سفرهٔ ولایت و انعام عام تو از سفرهٔ ولایت و انعام عام تو فردا حساب مؤمن و کافر تو میکنی فردا حساب مؤمن و کافر تو میکنی برپا کند قیامت کبرا قیام تو برپا کند قیامت کبرا قیام تو صوم و صلات رنگ خدایی به خود گرفت صوم و صلات رنگ خدایی به خود گرفت زآن خون که رنگ کرده صلات و صیام تو در کعبه شد پدید و به محراب شد شهید در کعبه شد پدید و به محراب شد شهید قربان حسن مطلع و حسن ختام تو
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.