بخشها
۰:۰۰–۴:۲۴متن نماهنگ محراب علی
کاشکی من چاه بودم
گوش میدادم نیمه شب درد دلاشو
کاشکی من آب بودم
میگرفتم تو بغل اشک چشماشو
یا که سائل بودم
میشنیدم حتی واسه یه بار صداشو
اما چه فایده
کاشکی شمشیر بودم
مثل ذوالفقار میذاشتم دست تو دستاش
یا سپرکه آخر شد همش خرج جهیزیه زهراش
یا اصلا خاک بودم
گرد و خاکی میشدم به زیر پاهاش
اما چه فایده
این علی علیِ سابق نیست
خوشی هم که بر نمیگرده
حق داره آخه با این دستاش
زهراشو خودش کفن کرده
با یه دل شکسته
دستای پینه بسته
علی رفت
بهتره بگیم ما
روزی که رفته زهرا
علی رفت
غربت آخه بیشتر از این
پهلوون خونه نشین
درباره نماهنگ محراب علی
کاشکی من چاه بودم گوش میدادم نیمهشب دردِ دلهاشون کاشکی من آب بودم میگرفتم توو بغل اشکِ چشماشون یا که سائل بودم میشنیدم حتی واسه یه بار صداشون اما چه فایده کاشکی شمشیر بودم مثل ذوالفقار میذاشتم دست توو دستاشون یا سپر که آخر شد همهش خرجِ جهیزیهٔ زهرا یا اصلاً خاک بودم در و خاکی میشدند به زیر پاش اما چه فایده این علی، علی سابق نیست خندهاش برنمیگرده حق داره، آخه با این دستاش زهراشو خودش کفن کرده (×۲) با یه دل شکسته دستای پینهبسته علی رفت بهتره بگیم ما روزی که رفته زهرا علی رفت بهتره بگیم ما روزی که رفته زهرا علی رفت غربت آخه بیشتر از این پهلوون خونهنشین غربت آخه بیشتر از این؟ اهل خونه خوننشین
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط