
اون همه قول و قرار پدرونه این بود - امیر کرمانشاهی
دانلود اون همه قول و قرار پدرونه این بود
بخشها
۰:۰۲–۷:۲۰متن مداحی اون همه قول و قرار پدرونه این بود
اون همه قول و قرار پدرونه این بود
اون همه لالایی های عاشقونه این بود
اونهمه گفتی مراقبم میمونی این بود
اونهمه گفتی که بی من نمیتونی این بود
مَرده و قولش
چرا پس دیر کردی
گفتم تا الآن دیگه برمیگردی
حالا اگه بیای
فرقش چیه برام
اینقدر منو زدن
تار میبینه چشام
نمیدونی زندهام چهجوری
منو میکشه این صبوری
چرا نمیآیی؟
بسه دوری...
گلسری که خریدی
نمیدونم چی شد
گوشوارههامو ندیدی؟
نمیدونم چی شد
چیزی نمونده برای
بازی کردن واسم
عروسکامو ندیدی؟
نمیدونم چی شد
منو نمیشناسی
ببینی بابا
هر چی میگفتم
میزدن نامردا
حس میکنم دیگه
اینجا اضافه ام
هم عمه خسته شد
هم من کلافهام
نمیدونی زندهام چهجوری
منو میکشه این صبوری
چرا نمیآیی
بسه دوری...
همه رو گفتم برای اینکه تموم شه دوری
میخواستم ببینم ولی نه اینجوری
با خودم میگم رقیه کاشکی صبر میکردی
که دیدی حالا باباتو، مگه مجبوری
آخه نبودی
حرمو سوزوندن
چادر نماز سرمو سوزوندن
موهایی که یه روز
موهایی که یه روز
میرفت تا دامنم
سوختن جلو چشام
سوختن با پیرهنم...
درباره مداحی اون همه قول و قرار پدرونه این بود
اون همه قول و قرار پدرونه این بود اون همه لالایی عاشقونه این بود گفتی مراقبم میمونی این بود اونهمه گفتی که بیمن نمیتونی این بود مرد و قولش چرا پس دیر کردی گفتم تا الآن دیگه برمیگردی حالا اگه بیای فرقش چیه برام اینقدر منو زدن تار میبینه چشام حالا اگه بیای فرقش چیه برام اینقدر منو زدن تار میبینه چشام نمیدونی زندهام چهجوری منو میکشه این صبوری چرا نمیآیی؟ بسه دوری، بسه دوری نمیدونی زندم چجوری منو میکشه این صبوری چرا نمیآیی؟ بسه دوری، بسه دوری نمیدونی زندم چجوری منو میکشه این صبوری چرا نمیآیی؟ بسه دوری، بسه دوری نمیدونی زندم نمیذاره هقهق گریت بگیره آخ بمیرم برات اما شما اینهمهید، رقیه یه نفر بود خواب خودش اومد، دید یه بیحیا اومد گلسری که خریدی نمیدونم چی شد گوشوارههامو ندیدی؟ نمیدونم چی شد چیزی نمونده برای بازی کردن واسم عروسکامو ندیدی؟ نمیدونم چی شد منو نمیشـ عباسی ببینی بابا هر چی میگفتم میزدن نامردا حس میکنم دیگه اینجا اضافه ام هم عمه خسته شد هم من کلافهام نمیدونی زندهام چهجوری منو میکشه این صبوری چرا نمیآیی بسه دوری بسه دوری نمیدونی زندهام چهجوری همه رو گفتم برای اینکه تموم شه دوری میخواستم ببینم ولی نه اینجوری به خودم میگم رقیه کاشکی صبر میکردی که دیدی حالا باباتو، مگه مجبوری آخه نبودی حرمو سوزوندن چادر نماز سرمو سوزوندن آخه نبودی حرمو سوزوندن چادر نماز سرمو سوزوندن موهایی که یه روز موهایی که یه روز میرفت تا دامنم سوختن جلو چشام سوختن با پیرهنم
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط