
بخشها
۰:۰۰–۶:۰۸متن مداحی اما فیکم مسلم
أما فيکم مسلم
یه نفر نیست بهش آب بده؟
أما فيکم مسلم
یه نفر آب به ارباب بده
نفس نفس می زنم
نفسنفس میزنه
بال و پر زخمیشو
هی به قفس میزنه
أما فيکم مسلم
مگه بینتون مسلمونی نیست؟
أما فيکم مسلم
به خدا این رسم مهمونی نیست
چه بیگناه بردنش
چه بیپناه بردنش
به زور سرنیزهها
تو قتلگاه بردنش
أما فيکم مسلم
یه نفر نیست بهش رحم کنه؟
أما فيکم مسلم
یکمی بره عقب شرم کنه
تو کربلا زدنش
چه بیهوا زدنش
وایسادن و خندیدن
به دست و پا زدنش
أما فيکم مسلم
یه نفر نیست بدون دلهره
أما فيکم مسلم
بگه نامرد نکِش نمیبُره
أما فيکم مسلم
کلاهخود دلبر منو نبر
أما فيکم مسلم
سر رو بردی دیگه پیرهنو نبر
دویده و دویدم
بریده و بریدم
رفت و ندید آخرش
چه حرفهایی شنیدم
أما فیکم مسلم
یکی داره ما رو غارت میکنه
أما فیکم مسلم
هر کی اومده جسارت میکنه
یا که به سر میزنن
یا به کمر میزنن
مخدّرات رو دارن
هی با سپر میزنن
أما فیکم مسلم
یه نفر نیست که ما رو نکِشه
أما فیکم مسلم
از گوشها گوشوارهها رو نکِشه
دور و برم خالیه
دور و برش خالیه
تو دستای حرمله
ببین چه خلخالیه
سیدی ما کو مثلک الغریب
اشک سر بریده درآمد که پا گذاشت
زینب میان سلسله در مجلس یزید
داغ رباب تازه شد آن لحظهای که دید
بالا نشسته حرمله در مجلس یزید
تو رو میزنن به قصد ثواب
منو هم میزدن تو بزم شراب
تو بزم شراب شد آستین پارهام برا من حجاب
نشست حرمله روبروی رباب
درباره مداحی اما فیکم مسلم
أما فيکم مسلم یه نفر نیست بهش آب بده؟ أما فيکم مسلم یه نفر آب به ارباب بده نفسنفس میزنه بال و پر زخمیشو هی به قفس میزنه أما فيکم مسلم مگه بینتون مسلمونی نیست؟ أما فيکم مسلم به خدا این رسم مهمونی نیست چه بیگناه بردنش چه بیپناه بردنش به زور سرنیزهها تو قتلگاه بردنش أما فيکم مسلم یه نفر نیست بهش رحم کنه؟ أما فيکم مسلم یکمی بره عقب شرم کنه تو کربلا زدنش چه بیهوا زدنش وایسادن و خندیدن به دست و پا زدنش أما فيکم مسلم یه نفر نیست بدونه دلهرهم؟ أما فيکم مسلم بگه نامرد نکش نمیبُره أما فيکم مسلم کلاهخود دلبر منو نبر أما فيکم مسلم سرُ بردی دیگه پیرهنو نبر دویدم و دویدم بریدم و بریدم رفت و ندید آخرش چه حرفهایی شنیدم أما فیکم مسلم یکی داره ما رو غارت میکنه أما فیکم مسلم هر کی اومده جسارت میکنه یا که به سر میزنن یا به کمر میزنن مخدرات و دارن هی با سپر میزنن أما فیکم مسلم یه نفر نیست که ما رو نکشه أما فیکم مسلم از گوشا گوشوارهها رو نکشه دور و برم خالیه دور و برش خالیه تو دستای حرمله ببین چه خلخالیه سیدی ما کمثلک غریب سیدی وای وای اشک سر بریده که درآمد که پا گذاشت زینب میان سلسله در مجلس یزید داغ رباب تازه شد آن لحظهای که دید بالا نشسته حرمله در مجلس یزید تو رو میزدن به قصد ثواب منو هم میزدن تو بزم شراب تو بزم شراب شد آستین پارهام برام ان حجاب تو بزم شراب شد آستین پارهام برام ان حجاب نشست حرمله روبروی رباب
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط