
بخشها
۰:۰۰–۳:۴۴نسخهٔ تصویری
متن نماهنگ صدای سوخته
چادر خاکی
هیزم سوخته
خونه با حسرت
چشم به در دوخته
صدای شلوغی دم در زیاده
یه چادر هنوزم تو دستای باده
یه مردی رو با دست بسته میبردن، پیاده
یه مادر دم خونه خسته
شکسته، نشسته
تو رفتی شبای مدینه، نداره، ستاره
مگه غصه تو چی بوده، که گونهات کبوده
دیگه پای حرفات مادر، شبا تا صبح ماه بیداره
داره زینب با انگشتاش، نفس هاتو هی میشماره
آتیشم میزنه حرفهای این دختر
خیره مونده نگاش به خونِ روی در
التماس میکنه، نرو نرو مادر
درباره نماهنگ صدای سوخته
چادر خاکی، هیزم سوخته خونه با حسرت، چشم به در دوخته صدای شلوغی دم در زیاده یه چادر هنوزم تو دستای باده یه مردی رو با دست بسته میبردن، پیاده صدای شلوغی دم در زیاده یه چادر هنوزم تو دستای باده یه مردی رو با دست بسته میبردن، پیاده یه مادر دم خونه خسته، شکسته، نشسته تا رفتی، شبای مدینه نداره ستاره مگه غصهٔ تو چی بوده که گونهت کبوده؟ دیگه پای حرفات مادر شبا تا صبح ماه بیداره داره زینب با انگشتاش نفسهاتو هی میشماره آتیشم میزنه حرفای این دختر خیره مونده نگاش به خون روی در التماس میکنه نرو نرو مادر التماس میکنه نرو نرو مادر آتیشم میزنه حرفای این دختر خیره مونده نگاش به خون روی در التماس میکنه نرو نرو مادر صدای شلوغی دم در زیاده یه چادر هنوزم تو دستای باده یه مردی رو با دست بسته میبردن پیاده
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط
