
بخشها
۰:۰۰–۷:۱۵متن نماهنگ روز داغ
حواست نبود کجا هستی و
حواسم نبود یک لحظه کجام
حواست نبود تو اون گیر و دار
حواسم نبود تو اون ازدحام
کاشکی یه ذره بیشتر دووم می آوردی
کاشکی نمیشکستی زمین نمیخوردی
کاشکی به سمت پهلوش دیگه نمیرفتی
کاشکی به سمت سینش منو نمیبردی
یک طرف تو بودی و اون طرف ترت دیوار
بینتون من بدبخت بینتون من مسمار
آبرمون رفت آخر ای در
فاطمه افتاد جلو حیدر
حواست نبود تو اون همهمه
حواسم نبود تو اون اتفاق
حواست نبود تو اون روز سخت
حواسم نبود تو اون روز داغ
کاشکی زمین میریختی همون روز ای دیوار
کاشکی که رو سراشون تو میشدی آوار
کاشکی نمیرسید اون لگد دیگه از راه
کاشکی نمیرسیدم به تو من مسمار
آبروی آب اونجا توی آتیش در سوخت
بین ما سه تا اون روز زندگی حیدر سوخت
آبرومون رفت ببین دیوار
پهلوی زهرا شکست انگار
حواسم نبود کجا بودم و
حواسم نبود که حالا کجام
حواسم نبود که تو چله مو
حواسم نبود که تو کربلام
کاشکی که با شتاب اینقدر نمیرفتم
کاشکی که لااقل بی خبر نمیرفتم
کاشکی که میخ در تا همیشه میموندم
کاشکی به سمت حلق پسر نمیرفتم
شد علی همون محسن
شد سه شعبه اون مسمار
سینه اون دفعه شکستو
پاره شد گلو این بار
آبرومو من خودم بردم
اشک اربابو در آوردم
درباره نماهنگ روز داغ
زمینهٔ جانسوز ایام فاطمیه با زبانحال مسمار در و تیر سهشعبه در ماجرای هجوم به خانهٔ وحی و واقعهٔ عاشورا. بندِ پرالتهاب «آبرومون رفت آخر ای در، فاطمه افتاد جلو حیدر» غربت امیرالمؤمنین(ع) را به تصویر میکشد.
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط