A Lifetime Calling on Bab al-Hawa'ij - Mohamadhosein puyanfar
Download A Lifetime Calling on Bab al-Hawa'ij
Sections
0:06–4:34Lyrics of A Lifetime Calling on Bab al-Hawa'ij
عمری زدیم از دل صدا بابالحوائج را
خواندیم بعد از ربنا بابالحوائج را
روزیِ ما کرده خدا بابالحوائج را
از ما نگیرد کاش یا بابالحوائج را
هر کس صدایش کرد بیچاره نخواهد شد
کارش به یک مو هم رسد پاره نخواهد شد
یادش بهخیر آن روزها که مادرِ خانه
گهگاه میزد پرچمی را سردرِ خانه
پر میشد از همسایهها دوروبرِ خانه
یک سفرهٔ نذری به قدرِ وسعِ شوهرِ خانه
مادرپدرهامان همین که کم میآوردند
یک سفرهٔ موسی بن جعفر نذر میکردند
یک سفرهٔ موسی بن جعفر نذر میکردند
عصر سهشنبه خانهٔ ما رو به راه میشد
یک سفره میافتاد و دردِ ما دوا میشد
با اشک وقتی چشمِ مادر آشنا میشد
آجیلهای سفره هم مشکلگشا میشد
آنچه همیشه طالبش چندین برابر بود
نان و پنیرِ سفرهٔ موسی بن جعفر بود
گاهی میان روضه ما شور میآمد
پیرزنی از راهِ خیلی دور میآمد
با دختری از هر دو چشمش کور میآمد
بهرِ شفای کودکِ منظور میآمد
یکبار در بینِ دعا، ما بینِ
مابینِ آمینم
برخاست از جا، گفت:
دارم خوب میبینم
About A Lifetime Calling on Bab al-Hawa'ij
عمری زدیم از دل صدا بابالحوائج را خواندیم بعد از ربنا بابالحوائج را روزیِ ما کرده خدا بابالحوائج را از ما نگیرد کاش یا بابالحوائج را هر کس صدایش کرد بیچاره نخواهد شد کارش به یک مو هم رسد پاره نخواهد شد یادش بهخیر آن روزها که مادرِ خانه گهگاه میزد پرچمی را سردرِ خانه پر میشد از همسایهها دوروبرِ خانه یک سفرهٔ نذری به قدرِ وسعِ شوهرِ خانه مادرپدرهامان همین که کم میآوردند یک سفرهٔ موسی بن جعفر نذر میکردند که کم میآوردند یک سفرهٔ موسی بن جعفر نذر میکردند اصلاً سهشنبه خانهٔ ما رو به راه میشد یک سفره میافتاد و دردِ ما دوا میشد با اشک وقتی چشمِ مادر آشنا میشد آجیلهای سفره هم مشکلگشا میشد آنچه همیشه طالبش چندین برابر بود نان و پنیرِ سفرهٔ موسی بن جعفر بود قائمیِ روضهمان عاشور میآمد پیرزنی از راهِ خیلی دور میآمد با دختری از هر دو چشمش کور میآمد بهرِ شفای کودکِ منظور میآمد یکبار در بینِ دعا، ما بینِ مابینِ آمینم برخاست از جا، گفت: دارم خوب میبینم دارم خوب میبینم (×۲)
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.