
Let Me Write of the Tulip's Grief - Reza helali
Download Let Me Write of the Tulip's Grief
Sections
0:00–9:44Lyrics of Let Me Write of the Tulip's Grief
رخصت بده از داغ شقایق بنویسم
از بغض گلو گیر دقایق بنویسم
میخواهم از آن ساقی عاشق بنویسم
نم نم به خروش آیم و هق هق بنویسم
دل خون شد و از معرکه دلدار نیامد
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
در هر قدمت هر نفست جلوه زات است
وصف تو فراتر ز شهور کلمات است
در حسرت لب های تو لب های فرات است
عالم همه از این همه ایثار تو مات است
از علقمه با دیده خون بار نیامد
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
About Let Me Write of the Tulip's Grief
رخصت بده از داغ شقایق بنویسم از بغض گلوگیر دقایق بنویسم میخواهم از آن ساقی عاشق بنویسم نمنم به خروش آیم و هقهق بنویسم دلخون شد و از معرکه دلدار نیامد ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ای اهل حرم میر و علمدار رخصت بده از داغ شقایق بنویسم از بغض گلوگیر دقایق بنویسم میخواهم از آن ساقی عاشق بنویسم نمنم به خروش آیم و هقهق بنویسم دلخون شد و از معرکه دلدار نیامد ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ای اهل حرم میر و علمدار در هر قدمت هر نفست در هر قدمت هر نفست جلوهٔ ذات است در هر قدمت هر نفست جلوهٔ ذات است وصف ز صفاتت ز شعور کلماتت در حسرت لبهای تو لبهای فرات است عالم همه از اینهمه ایثار تو مات است از علقمه با دیدهٔ خونبار نیامد ای اهل حرم میر و علمدار ای اهل حرم میر و علمدار ای اهل حرم میر و علمدار نیامد سقایی و اهل حرم چشم به راهت دلها همه مست رجز گاهبهگاهت هرچند تو بودی و عطش بود و جراحت دلواپس طفلان حرم بود نگاهت سقای ادب جلوهٔ ایثار نیامد ای اهل حرم میر و علمدار ای اهل حرم میر و علمدار بر لب آبم و از داغ لبت میمیرم بر لب آبم و از داغ لبت میمیرم هردم از غصهٔ جانسوز تو آتش گیرم مادرم داد به من درس وفاداری را عشق شیرین تو آمیخته شد با شیرم گاه سردار و علمدارم و گاهی سقا گه به پاس حرمت گشته ز جان چون شیرم بوتهٔ بوتهٔ عشقِ تو کردهست مرا چون زر ناب دیگر این آتش غمها ندهد تغییرم گر مرا شور جوانی و بهار عمر است از خزان تو دگر ای گل زهرا پیرم تا که مأمور شدم علقمه را فتح کنم آیهٔ قهر بیان شد ز لب شمشیرم سایهٔ پرچم تو کرد سرافراز مرا عشق تو کرده عطا دولتِ عالمگیرم گیرم کربلا کعبهٔ عشق است و من اندر احرام شد در این قبلهٔ عشاق دو تا تقصیرم دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد چشم من داد از آن آب روان تصویرم باید این دیده و این دست دهم قربانی تا که تکمیل شود حجِ من و تقصیرم ای قد و قامت تو معنیِ قد قامتِ من هی که الهامِ عبادت ز وجودت گیرم عوض شد حال قیامم ز عمودی به سجود بیرکوع است نمازِ من و این تکبیرم جسدم را به سوی خیمهٔ اصغر نبرید که خجالت زدهام زان تشنهلبِ بیشیرم گرفتارم، گرفتارم اباالفضل گره افتاده در کارم اباالفضل دعایی کن دوباره چند وقتیست هوای کربلا دارم اباالفضل هوای کربلا دارم گرفتارم، گرفتارم اباالفضل گره افتاده در کارم اباالفضل دعایی کن دوباره چند وقتیست هوای کربلا دارم اباالفضل تمامِ کربلا در خون نشسته نگاهِ خیمهها در خون نشسته زمین و آسمان از ناله پُر شد تنِ خونِ خدا در خون نشسته امان از ماجرای پیکرِ او امان از سرگذشتِ خنجری تنی ماند و سری در نیزهها رفت بماند قصهٔ انگشتر او امان از ماجرای پیکری که امان از سرگذشتِ حنجری که امان ای دل، امان ای دل، امان ای دل امان از غصهٔ انگشتری که امان از غصهٔ انگشتری گرفتارم، گرفتارم اباالفضل گره افتاده در کارم اباالفضل دعایی کن دوباره چند وقتیست هوای کربلا گرفتارم، گرفتارم اباالفضل گره افتاده در کارم اباالفضل دعایی کن دوباره چند وقتیست هوای کربلا دارم اباالفضل هوای کربلا
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.
Related playlists