
Speak to the Well, I Am Your Confidant - Mahdi rasuli
Download Speak to the Well, I Am Your Confidant
Sections
0:00–9:10Lyrics of Speak to the Well, I Am Your Confidant
با چاه بگو، محرم رازت منم، ای ولیالله بگو
خون دل رو ، قطرهقطره با زبانِ دلِ کوتاه بگو
گریه کن مولا، گریه کن شاید کمی موج غمت آروم بشه
گریه کن مولا، گریه کن که آخرِ این گریهها آرامشه
گریه کن مولا، گریه کن تا من کنار گریههات مهمون بشم
گریه کن مولا، گریه کن تو آسمون نالههات بارون بشم
گریه کن، من هم برات گریه کنم
گریه کن تا پابهپات گریه کنم
گریه کن با روضههات گریه کنم
با چاه بگو، از رفیق نیمهراه و سختیِ راه بگو
از غریبی یا علی، ذره ذره با زبونِ غصه و آه بگو
گریه کن مولا، گریه کن درد جهالت درد این امت شده
گریه کن مولا، گریه کن که سهم تو تنهایی و غربت شده
گریه کن مولا، گریه کن که جهل مردم بسته دستای تو رو
گریه کن مولا، گریه کن تا بشنوه تاریخ نجوای تو رو
گریه کن منم برات گریه کنم
گریه کن من پابهپات گریه کنم
گریه کن تو روضههات گریه کنم
با چاه بگو، شببهشب مرثیهای از داغ جانکاه بگو
از فراق و از همون شب که به زیر خاک رفت ماه بگو
گریه کن مولا، گریه کن معلومه حرفهای نگفته داری
گریه کن مولا، گریه کن معلومه که داغ نهفته داری
گریه کن مولا، گریه کن دنیای بیفاطمه دنیای غمه
گریه کن مولا، گریه کن حالا که هر روز و شبت ماتمه
گریه کن منم برات گریه کنم
گریه کن من پابهپات گریه کنم
گریه کن تو روضههات گریه کنم
About Speak to the Well, I Am Your Confidant
با چاه بگو محرم رازت منم، ای ولیالله بگو خون دل رو قطرهقطره با زبانِ دلِ کوتاه بگو گریه کن مولا گریه کن شاید کمی موج غمت آروم بشه گریه کن مولا گریه کن که آخرِ این گریهها آرامشه گریه کن مولا گریه کن تا من کنار گریههات مهمون بشم گریه کن مولا گریه کن تو آسمون نالههات بارون بشم گریه کن، من هم برات گریه کنم گریه کن، من هم برات گریه کن تا پابهپات گریه کنم گریه کن تا روضههات گریه کنم گریه کن آه گریه کن منم برات گریه کنم گریه کن تا پابهپات گریه کنم گریه کن با روضههات گریه کنم گریه کن با روضههات با چاه بگو از رفیق نیمهراه و سختیِ راه بگو از غریبی، از غریبی، از غریبی، یا علی ذرهذره با زبونِ غصه و آه بگو گریه کن مولا گریه کن درد جهالت درد این امت شده گریه کن مولا گریه کن که سهم تو تنهایی و غربت شده گریه کن مولا گریه کن که جهل مردم بسته دستای تو رو گریه کن مولا گریه کن تا بشنوه تاریخ نجوای تو رو گریه کن منم برات گریه کنم گریه کن منم برات برات گریه کنم گریه کن من پابهپات گریه کنم گریه کن تو روضههات گریه کنم با چاه بگو شببهشب مرثیهای از داغ جانکاه بگو از فراق و از فراق و از فراق و از فراق از همون شب که به زیر خاک رفت ماه بگو گریه کن مولا گریه کن معلومه حرفهای نگفته داری گریه کن مولا گریه کن معلومه که داغ نهفته داری گریه کن مولا گریه کن دنیای بیفاطمه دنیای غمه گریه کن مولا گریه کن حالا که هر روز و شبت ماتمه زدنش جلو چشای من زدنش زدنش زدنش یانوز به روی آتش غریبان زدند آتش آن بود که بر خرمن پروانه زدند فاطمه جان فاطمه جان، نالهٔ پهلوانین قوللارین باغلاماسین هئچ غریبین اورهگین خجلت اوْدو داغلاماسین دؤزه بیلمیرم، فاطمه جان! کیم گؤروب دوشمن ایچینده
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.