
I Seek Refuge from the Desolation of this Desert - Meysam motiei
Download I Seek Refuge from the Desolation of this Desert
Sections
0:01–16:17Lyrics of I Seek Refuge from the Desolation of this Desert
چشاشوبسته رو ذوالجناح بین راه
بلند شد از خواب میخونه إنا لله
میگه دیدم تو دشت سرخی
مرگ از راه اومده استقبال
راه معراجمو میدیدم
میون گودال
خدا میخواد بریزه خونم آخر
با خنجری بریده شه این حنجر
خدای خوبم
هرچی که اون اراده کرده خوبه
که خیر من تو خواستهی محبوبه
حسین
آقا جان
اعوذ بالله از غربت این صحرا
پناه بر قرآن از گریههای بابا
تا برداشت
مشتیاز خاکش رو
وعدهگاه ما همینجاست
گفت ده روز دیگه روی نیزه
سر مابالاس
عمو برا عمه رکاب میگیره
ولی شده عمه به چشماش خیره
امون ای دنیا
رباب علی رو دست بابام میده
طفلی تو این شلوغیا ترسیده
امون ای دنیا
بیا برگردیم سمت مدینه بابا
بیا برگردیم جون سکینه بابا
من دوست دارم تو خونه بازم
دور هم جمعمون جمع باشه
اما این صحرا جمع ما رو
از هم میپاشه
هر چی گله تو باغمون پرپر شه
حتی علیاصغرم بیسر شه
بمیرم واسش
دست عموم میافته روی خاکا
میشه علیاکبر ارباً اربا
About I Seek Refuge from the Desolation of this Desert
چه شب و سحر و ذوالجناح بین راه بلند شد از خواب میخونه إنا لله میگه دیدم تو دشت سرخی مرگ از راه اومده استقبال راه معراجمو میدیدم میون گودال خدا میخواد بریزه خونم آخر با خنجری بریده شه این حنجر خدای خوبم هرچی که اون اراده کرده خوبه که خیر من تو خواستهی محبوبه خدای خوبم حسین حسین حسین حسین آقا جان حسین حسین، آقاجان حسین، حسین حسین، آقا اعوذ بالله از غربت این صحرا آخه وقتی رسید کربلا پرسید اسم این سرزمین چیه؟ آقا به اینجا غاضریه میگن. اسم دیگهم داره یا نه؟ به اینجا نینوا میگن. اسم دیگه چیه؟ آقا به اینجا میگن کربلا. یه وقت صدا زد اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء انزلوا، پیاده بشید. هاهنا محط رحالنا اینجا بار به زمین بگذارید. و مناخ رکابنا و مسفک دمائنا اینجا خون ما رو به زمین میریزند. و مذبح اطفالنا اینجا سر از بدن شیرخوارهها جدا میکنند. اعوذ بالله از غربت این صحرا پناه بر قرآن از گریههای بابا تا برداشت مشتی از خاکش رو گفت وعدهگاه ما همینجاست گفت ده روز دیگه روی نیزه سر ما بالاست عمو برا عمه رکاب میگیره ولی شده عمه به چشمهاش خیره آخه مثل فردایی عباس اومد برا زینب رکاب بگیره. علیاکبر آمد، قاسم آمد، زینب بااحترام پیاده بشه ولی یه دلهرهای زینب و اذیت میکنه یادش افتاد اون روزی که از مدینه بیرون آمد وقتی مردم مدینه جمع شده بودند عباس از دهلیز خانه بیرون آمد شمشیر رو از نیام کشید صدا زد: أیّها النّاس! غُضّوا أبصارَکم آی مردم! چشماتونو ببندید زینب میخواد سوار ناقه بشه مردایی که دو طرف کوچه ایستاده بودند برگشتن سمت دیوار، سرا رو پایین انداختند علیا مخدره سوار ناقه بشه آی فردا هم بااحترام پیاده شد اما بمیرم عصر روز یازدهم اعوذ بالله از غربت این صحرا پناه بر قرآن از گریههای بابا تا برداشت بوید بوی خاکش رو وعدهگاه ما همینجاست گفت ده روز دیگه روی نیزه سر ماه بود عمو برا عمه رکاب میگیره ولی شده ولی شده عمه به چشماش خیره امون ای دل رباب علی رو دست بابام دیده طفلی تو این شلوغیا ترسیده امون ای دل حسین حسین حسین آقاجان حسین آقاجان حسین حسین بیا برگردیم سمت مدینه بابا دیروز چی گفتی؟ مسلم میگفت: «برگرد» «فداک ابی و امی» پدر و مادرم به فدات، برگرد بیا برگردیم سمت مدینه بابا بیا برگردیم جون سکینه بابا یه وقت دخترش اومد دستها رو دور دستهای اسب حلقه کرد یه سؤال کرد: یا ابه! استسلمت للموت؟ آیا تسلیم مرگ شدی؟ چه جوابی داد! دخترم: کیف لایستسلم من لا ناصر له و لا معین؟ کسی که یاری نداره کسی که یاوری نداره، چه کنه؟ یه حرفی زد دل آقا رو سوزوند یا ابه! ردّنا الی حرم جدّنا ما رو برگردون مدینه اگه اینجوریه ما رو برگردون مدینه صدا زد: هیهات! لو تُرِکَ القَطا لَنامَ به کنایه جواب داد: اگه مرغ قطا رو به حال خودش میذاشتن، از خوشی میخوابید اینجا مجلسی نوشته: فتصارخن النساء زنها شروع کردن داد زدن فسکّتهنّ علیهالسلام حسین زنها رو ساکت کرد برگردیم سمت مدینه بابا بیا برگردیم جون سکینه بابا من دوست دارم تو خونهمون باشم دور هم جمعمون جمع باشه اما این صحرا جمع ما رو از هم میپاشه هر چی گله تو باغمون پرپر شه حتی علیاصغرم بیسر شه هر چی گله تو باغمون پرپر شه حتی علیاصغرم بیسر شه بمیرم واسش دست عموم میافته روی خاکا میشه علیاکبر ارباً اربا بمیرم واسش
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.
Related playlists