
So Many Arrows Pierced Your Body - Hasan khalaj
Download So Many Arrows Pierced Your Body
Sections
0:00–7:44Lyrics of So Many Arrows Pierced Your Body
نوای غم دلم دوشینه میزد
سیاهی سایه بر آیینه میزد
دل من پابرهنه اشکریزان
پی تابوت مادر سینه میزد
چو آتش خشم جعده افروخته شد
از زهر جفایش جگرت سوخته شد
از بس که زدند تیر بر پیکر تو
جسم و تابوت
صبر کن نوبت تو هم میرسه
یه وقت دید عباس از راه رسید، اخمای حیدریش تو همِ
رفت یه گوشه نشست، زانوهاشو بغل گرفت، شروع کرد هایهای
زینب شستش خبردار شد یه خبری شده، اینجور گریه از عباس ندیده
اومد نشست کنارش، آخ دل زینب چه دلی بود!
داداش چی شده اینجور ناله میزنی؟
گفت زینب دعا کن عباس دیگه بمیره
نباشه رو این زمین اینهمه غم و غصه داشته باشه، چی شده؟
زینب خوب شد نبودی
زینب بدن برادرمو تو تابوت به تیر بستن
هی با خودش خط و نشون میکشید: بذار وقتش برسه
چنان دماری از
از روزگار شما جماعت درآرم
هر روز هر ساعت
عباس به خودش وعده میداد
انشاءالله کربلا یه عباسی نشون بدم
هم تلافی کوچه و سیلی دربیاد
هم تلافی تابوت و تیر دربیاد
هم این جماعت بفهمن پسر علی یعنی کی
روز عاشورا اومد خدمت ارباب
داداش الوعده وفا، امروز روز رزمآوری منه
امروز روز شمشیر زدن منه
اجازه میخوام به میدان برم هم آب بیارم هم دمار از روزگار این جماعت
فرمود شمشیرو بذار
نیزهرو بذار
فقط یه سپر با خودت بردار، فقط آب میاری و برمیگردی
آقا قرارمون چی شد؟
فرمود عباسجان، اگه میخوای بری شمشیر بزنی برو داداش
فقط بدون هر یه شمشیر تو میشه یه تازیانه
فقط بدون هر یه ضربهٔ تو میشه یه سیلی
زینب باید جورش رو بکشه
حسین
از بالا نیزه نگاه میکرد
دید شمشیر نزده با زینب چه میکنند
دلم از زندگی سیره
بمیرم هرچه زودتر باز دیره
چنان غبار مرا روزگار داد به باد
که بر زمین ننشیند هزار سال دگر
About So Many Arrows Pierced Your Body
روضهٔ جانسوز شهادت امام حسن مجتبی(ع) و مرور غربت بیکران تشییع پیکر مطهر کریم اهلبیت با تیرباران تابوت. مرثیهخوان با یادآوری داغ دل داغدیدگان میخواند: «از بس که زدند تیر بر پیکر تو» و از بیقراری حضرت عباس(ع) تا کربلا روایت میکند.
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.
Related playlists