Sections
0:00–10:05Lyrics of What Is Pilgrimage
زیارت چیست؟
زیارت جز همین دلشورههای قبل مشایه؟
زیارت جز تمنای دعای مرد همسایه؟
زیارت جز همین دلواپسیهای بلاتکلیف در هیئت؟
در خانه چیزی نیست..
زیارت چیست جز این دلسپردنها؟
زیارت چیست جز خواب پیاده راه رفتنها؟
زیارت چیست جز این عشق، جز این شور در دلها؟
زیارت فیلهٔ دستان آن مرد کشاورز است
که از سرمایهٔ ناچیز سال خود برای اربعینش خوشه میچیند
که سالی چند لحظه در شلوغیهای ظهر اربعین یک گوشهٔ صحن تو بنشیند.
زیارت جز همین دلسادگیها نیست.
زیارت چیست؟
قدمهای تمام زائرانت را
یقیناً میشمارد حضرت زهرا
قدمهای تمام زائرانت را
یقیناً میشمارد حضرت زهرا
برای لحظههای تلخ جان دادن
برای در سراشیبی قبری تیره افتادن
برای ساعت آخر
برای بیکسیهای صف محشر
فدای حضرت مادر
چه طعمی میدهد وقتی که خسته
وقت مغربها
کنار آتش و چای موکبها
غذای حضرتی گرم میگیری
فدای دستپخت حضرت زهرا
زیارت چیست
جز دستان خالی جوانمرد عراقی که
کریمانه برای خدمت زوار ظرف آب میارد
و مثل ابر میبارد:
«اشرب ماء یا زوار ابوسجاد»
برای من، برای بچههای من
چه فخری بیش از اینکه در صف زوار تو باشم؟
که میخواهم بهقدر یک قدم هم یار تو باشم.
چه فخری بیش از این دارم
که در سیل خروشان غلامان علمدارم؟
چه کم دارم؟
غبار این مسیر از تربت است، آقا چه کم دارد؟
یقین دارم شفا در گرد و خاک زائران توست
بلا تردید
ضریح و گنبد و گلدسته جای خود
ستونهای مسیر اربعین را میشود بوسید
بی تردید
و حالا من، غریبانه
چه بیتابانه تنها گوشهٔ خانه
تصور میکنم آن بینهایت سیل زائر را
که دور شمع آن گلدستههایت مثل پروانه
طوافش دارند و عنایت میکنی بر گریهٔ آنها کریمانه
و من تنها و من اینجا
و من حسرتنشین گوشهٔ خانه
غریبانه
میان گریههای گاهوبیگاهم
میان اشک و آهم
فقط یک چیز میخواهم
که قبل از مردن من رزق من باشد
که در صحن حریمت بگذرانم باز چندی را
تو میدانی صلاحم را
تو میبینی نگاهم را
دلم تنگ است
دلم تنگ است، آقا باز میخوانم:
بسوزان هر طریقی میپسندی را
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم
سلام، آقا ، من آمدم اینهمه راه
سلام، آقا ، منم همون غلامسیاه
سلام، آقا
About What Is Pilgrimage
زیارت چیست؟ زیارت جز همین دلشورههای قبل مشایه؟ زیارت جز تمنای دعای مرد همسایه؟ زیارت جز همین دلواپسیهای بلاتکلیف در هیئت؟ در خانه چیزی نیست. زیارت چیست جز این دلسپردنها؟ زیارت چیست جز خواب پیاده راه رفتنها؟ زیارت چیست جز این عشق، جز این شور در دلها؟ زیارت فیلهٔ دستان آن مرد کشاورز است که از سرمایهٔ ناچیز سال خود برای اربعینش خوشه میچیند که سالی چند لحظه در شلوغیهای ظهر اربعین یک گوشهٔ صحن تو بنشیند. زیارت جز همین دلسادگیها نیست. زیارت چیست؟ (×۳) قدمهای تمام زائرانت را یقیناً میشمارد حضرت زهرا قدمهای تمام زائرانت را یقیناً میشمارد حضرت زهرا برای لحظههای تلخ جان دادن برای در سراشیبی قبر تیره افتادن برای ساعت آخر برای بیکسیهای صف محشر فدای حضرت مادر (×۲) چه طعمی میدهد وقتی که خسته، وقت مغربها کنار آتش و چای موکبها غذای حضرتی گرم میگیری فدای دستپخت حضرت زهرا فدای دستپخت حضرت زهرا زیارت چیست جز دستان خالی جوانمرد عراقی که کریمانه برای خدمت زوار ظرف آب میآرد و مثل ابر میبارد: «اشرب ماء یا زوار ابوسجاد» (×۲) «اشرب ماء یا زوار ابوسجاد» برای من، برای بچههای من (×۲) چه فخری بیش از اینکه در صف زوار تو باشم؟ که میخواهم بهقدر یک قدم هم یار تو باشم. چه فخری بیش از این دارم که در سیل خروشان غلامان علمدارم؟ چه کم دارم؟ (×۲) غبار این مسیر از تربت است، آقا چه کم دارد؟ یقین دارم شفا در گرد و خاک زائران توست، بی تردید ضریح و گنبد و گلدسته جای خود، ستونهای مسیر اربعین را میشود بوسید، بی تردید، بی تردید. و حالا من، غریبانه (×۲) چه بیتابانه تنها گوشهٔ خانه و حالا من، غریبانه (×۲) چه بیتابانه تنها گوشهٔ خانه تصور میکنم آن بینهایت سیل زائر را که دور شمع آن گلدستههایت مثل پروانه طوافش دارند و عنایت میکنی بر گریهٔ آنها کریمانه و من تنها و من اینجا و من تنها و من تنها و من اینجا و من حسرتنشین گوشهٔ خانه غریبانه (×۵) میان گریههای گاهوبیگاهم میان اشک و آهم فقط یک چیز میخواهم (×۲) که قبل از مردن من رزق من باشد که در صحن حریمت بگذرانم باز چندی را تو میدانی صلاحم را تو میبینی نگاهم را دلم تنگ است (×۳) دلم تنگ است، آقا باز میخوانم: بسوزان هر طریقی میپسندی را (×۲) در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم (×۲) اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم سلام، آقا (×۴) من آمدم اینهمه راه سلام، آقا (×۲) منم همون غلامسیاه سلام، آقا (×۲) امسال از راه دور بهت سلام میدیم. کربلا دَدولاناردیق. اودا بیر گونلریدی. آتش غمده یاناردیق. اودا بیر گونلریدی.
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.