
The Heart Has Journeyed Again Toward Qom - Seyed reza narimani
Download The Heart Has Journeyed Again Toward Qom
Sections
0:00–9:15Lyrics of The Heart Has Journeyed Again Toward Qom
دل شده راهی دوباره سوی قم
بر مشام جان رسیده بوی قم
پر زدم تا کعبه دلجوی قم
سائلم من سائل بانوی قم
فاطمه اینجا پناهم داده است
حضرت معصومه راهم داده است
این حرم بوی خراسان می دهد
بوی الطاف فراوان می دهد
بهترین ها را به مهمان می دهد
مردگان را خادمش جان می دهد
تا ابد قم خانه امید ماست
کاظمین و مشهد و کرببلاست
چون نگینی در جهان پیداست قم
مرکز فقه و اصول ماست قم
شعبه ای از عالم بالاست قم
یار ما در شادی و غم هاست قم
جای جای قم معطر گشته است
مرجع تقلید پرور گشته است
وا شده از قم دری سوی جنان
گشته قم سنگ صبور عاشقان
دارد این شهر ملائک پاسبان
از مزار مخفی زهرا نشان
حضرت معصومه از روز الست
فاطمه در فاطمه در فاطمه است
اوست که اعجاز عیسی میکند
درد را نامش مداوا میکند
مثل بابایش گره وا میکند
دخت موسی کار موسی میکند
در قیامت هم قیامت می کند
خوب و بدها را شفاعت می کند
بود آن نور دو چشمان رضا
سخت دلتنگ و پریشان رضا
روز و شب دلواپس جان رضا
پیر شد از داغ هجران رضا
از مدینه تا به قم بی تاب بود
چشم او از غصه ها پر آب بود
گرچه بار غم روی شانه کشید
پای دوری رضا قدش خمید
جز ادب چیزی ازین مردم ندید
پیش دنیا شهر قم شد رو سپید
خیره بر قم بود چشم آسمان
احترامش کرد هر پیر و جوان
حرف مهمان است و حرف احترام
آی مردم هست ناموس امام
واجب التعظیم چون بیت الحرام
داد قم مهمان نوازی یاد شام
قبر خانم بین ویرانه نبود
دفن و تشیع اش غریبانه نبود
بین ویرانه رقیه پیر شد
با لگد با تازیانه سیر شد
خسته از زخم غل و زنجیر شد
غیر زینب از همه دلگیر شد
زنده کرد او داغ هجده ساله را
کشت غسل او زن غساله را
About The Heart Has Journeyed Again Toward Qom
دل شده راهی دوباره سوی قم بر مشامِ جان رسیده بوی قم پر زدم تا کعبهٔ دلجوی قم سائلم، من سائلِ بانوی قم سائلم، من سائلِ بانوی قم دل شده راهی دوباره سوی قم بر مشامِ جان رسیده بوی قم پر زدم تا کعبهٔ دلجوی قم سائلم سائلم، من سائلِ بانوی قم سائلم، من سائلِ بانوی قم فاطمه اینجا پناهم داده است حضرتِ معصومه راهم داده است فاطمه اینجا پناهم داده است حضرتِ معصومه راهم داده است این حرم بوی خراسان میدهد این حرم بوی خراسان میدهد بوی الطاف فراوان میدهد بهترینها را به مهمان میدهد مردهها را خادمش جان میدهد تا ابد قم خانهٔ امید ماست کاظمین و مشهد و کربوبلاست چون نگینی در جهان پیداست قم مرکز فقه و اصول ماست قم شعبهای از عالم بالاست قم یار ما در شادی و غمهاست قم جای جایِ قم معطر گشته است مرجع تقلید پرور گشته است باز شده از قم دری سوی جنان گشته قم سنگ صبور عاشقان دارد این شهر ملائکپاسبان از مزار مخفیِ زهرا نشان حضرت معصومه است فاطمةٌ در فاطمةٌ در فاطمة است حضرت معصومه است فاطمةٌ در فاطمةٌ در فاطمة است اوست که اعجاز عیسوی میکند درد را نامش مداوا میکند مثل بابایش گره وا میکند دخت موسی کار موسی میکند در قیامت هم قیامت میکند خوب و بدها را شفاعت میکند خوب و بدها را شفاعت میکند بود آن نوردوچشمان رضا سخت دلتنگ و پریشان رضا روز و شب نبضش به جان رضا پیر شد از داغ هجران رضا از مدینه تا به قم بیتاب بود چشم او از غصهها پر آب بود هرچه بار غم روی شانه کشید پای دوری اوضاع قدش خمید جز ادب چیزی از این مردم ندید پیشدانه یا شهر قم شد روسفید خیره بر قم بود چشم آسمان احترامش کرد هر پیر و جوان حرف مهمان است و حرف احترام آی مردم هست ناموس امام حرف مهمان است و حرف احترام آی مردم هست ناموس امام واجبالتعظیم چون بیتالحرام داد قم مهماننوازی یادشان قبر خانم بین ویرانه نبود دفن و تشییعش غریبانه نبود قبر ویرانه بین ویرانه رقیه پیر شد بین ویرانه رقیه پیر شد با لگد با تازیانه سیر شد خسته از زخم غل و زنجیر شد غیر زینب از همه دلگیر شد زنده کرد او داغ هجدهساله را زنده کرد او داغ هجدهساله را کشت غسل و وزن غساله را
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.