
Why Has Death Delayed, O God - Mahmud karimi
Download Why Has Death Delayed, O God
Lyrics of Why Has Death Delayed, O God
خدا چرا مرگ دیر کرده
منو مصیبت پیر کرده
تنم پر از جای نیزه
دلم تو گودال گیر کرده
مثل عمه بستن دستمو
فقط عمه میدید اشکمو
اونا که ما رو بردن به شام
غریب گیر آوردن جدمو
من گریه میکردم، بابا گریه میکرد
سر عمو اصغر هم رو نیزهها گریه میکرد
من گریه میکردم، بابا گریه میکرد
من گریه میکردم
سرِ عمو و اصغرم رو نیزهها گریه میکرد
من گریه میکردم
بابای بابا گریه میکرد
سرِ عمو و اصغرم رو نیزهها گریه میکرد
قحطیِ آب و دیدم من
حالِ رباب و دیدم من
قحطیِ آب و دیدم من
حالِ رباب و دیدم من
با اهلبیتِ پیغمبر
بزمِ شراب و دیدم من
کشید شعله آتیشِ بلا
تو هر لحظه بعد از کربلا
رسید بعدِ گودال نوبتِ
سر و ترکه و تشتِ طلا
من گریه
من گریه میکردم
عمه گریه میکرد
من گریه میکردم
عمه گریه میکرد
غل و زنجیر رو دستای
همه گریه میکرد
من گریه میکردم
بابام
سرِ رو نیزه هم
وای، شب که شامِ خونتر شد
قلب عالم مضطر شد
شبی که توی ویرونه
عمه رقیه پرپر شد
براش وقتی آوردن سر رو
تا دید زخم جای خنجر رو
چشاش بسته شد تا از باباش
گرفت بوسههای آخر رو
من گریه میکردم
خدا گریه میکرد
زمین و زمون اون شب به حال ما گریه میکرد
من گریه میکردم
آی بابا گریه میکرد
من گریه میکردم
عمو اصغرم رو نیزهها گریه میکرد
من گریه میکردم
بابا گریه میکرد
About Why Has Death Delayed, O God
خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثل عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که ما رو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم، بابا گریه میکرد سر عمو اصغر هم رو نیزهها گریه میکرد من گریه میکردم، بابا گریه میکرد من گریه میکردم سرِ عمو و اصغرم رو نیزهها گریه میکرد من گریه میکردم بابای بابا گریه میکرد سرِ عمو و اصغرم رو نیزهها گریه میکرد قحطیِ آب و دیدم من حالِ رباب و دیدم من قحطیِ آب و دیدم من حالِ رباب و دیدم من با اهلبیتِ پیغمبر بزمِ شراب و دیدم من کشید شعله آتیشِ بلا تو هر لحظه بعد از کربلا رسید بعدِ گودال نوبتِ سر و ترکه و تشتِ طلا من گریه من گریه میکردم عمه گریه میکرد من گریه میکردم عمه گریه میکرد غل و زنجیر رو دستای همه گریه میکرد من گریه میکردم بابام سرِ رو نیزه هم وای، شب که شامِ خونتر شد قلب عالم مضطر شد شبی که توی ویرونه عمه رقیه پرپر شد براش وقتی آوردن سر رو تا دید زخم جای خنجر رو چشاش بسته شد تا از باباش گرفت بوسههای آخر رو من گریه میکردم خدا گریه میکرد زمین و زمون اون شب به حال ما گریه میکرد من گریه میکردم آی بابا گریه میکرد من گریه میکردم عمو اصغرم رو نیزهها گریه میکرد من گریه میکردم بابا گریه میکرد
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.
Related playlists