
In the Levant, My Weeping Was Zulfiqar - Mahdi rasuli
Download In the Levant, My Weeping Was Zulfiqar
Sections
0:00–6:11Lyrics of In the Levant, My Weeping Was Zulfiqar
تو شام ذوالفقار گریهام، ادامهٔ جهاد حیدری بود
نفهمیدن نبردِ اشک و، خودش یه فتح خیبری بود
با سیلِ اشکِ صبح و شامم، شامو رو سرش خراب کردم
پای علمت کنار عمه، با گریه انقلاب کردم
عمه شد حیدر و
من شدم فاطمه
تیغ اون خطبههاش
تیغ من اشکمه
ولی دیدن این دفعه علمدار منم
آی زدنم، آی زدنم
نیمهٔ شب غریب گیر آوردنم
آی زدنم، آی زدنم
پاهام بیجون میشد، ظالم رو سر میزد
عمه حائل میشد، نامرد بدتر می زد
زدنم که شکسته شدم
بابایی دیگه خسته شدم
خرابه یه روز مطاف میشه، ولی کاخ یزید خراب میشه
نمیذارم بمونه اسمش، ولی اسم تو میمونه همیشه
درسته که اسیرم اما
یه لحظهام امان نخواستم
داغ حتی یه التماس و
روی دل دشمنات گذاشتم
اشکام شاهدند که
جاری خون تو
هر چی آزاده هست
بابا مدیون تو
ولی توی بازار کشوندنم
آی زدنم، آی زدنم
شده پر از جراحت بدنم
آی زدنم، آی زدنم
با بغض میزد ما رو، تا میگفتیم حیدر
میزد تو پهلوهامون، تا میگفتیم مادر
زدنم، پر خونه چشام
بابایی، پر زخمه پام
زدنم که شکسته شدم
بابایی دیگه خسته شدم
About In the Levant, My Weeping Was Zulfiqar
روضهای با نوای مهدی رسولی از اسارت در شام، وقتی عمه حیدر شد و او فاطمه، ولی ظالمان در بازار زدنش و جراحتی که بدنش را گرفت؛ خرابه روزی مطاف میشود. «با گریه انقلاب کردم» اعتراف اسیری است که امان نخواست.
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.
Related playlists