Sections
0:00–8:52Lyrics of Feverish and Bedridden
تب دارم توی بستر زمینگیرم
نگاهم به سمت آسمونه
خوشحالم آخه انگار که این ضربه
منو به فاطمه میرسونه
بِسْمِ اللَّهِ النُّورِ فاطمه
دعای نور تو رو میخونم
بِسْمِ اللَّهِ النُّورِ فاطمه
به یاد اشکهای تو گریونم
یا نورَ النور یا الله واهً واه
تب دارم نه که امشب یهچند ساله
که علی با غصه در مصافه
تب دارم نه از ضربه نه از شمشیر
تبم از ضربه اون غلافه
بسم الله النور فاطمه
از غم تو هر شب بیدارم
بسم الله النور فاطمه
تو رو زدن عمریه تب دارم
یا نورَ النور یا الله واهً واه
تب کردی توی کوچه روی خاکها
تا زمین خوردی سرم تیر کشید
تب کردی توی آتیش توی بلوا
انقدرِ زدن چشات تار میدید
بسم الله النور، فاطمه
یکی زده درو با پا رفته
بسماللهالنور فاطمه
داد زده، تب تو بالا رفته
یا نورَ النور یا الله واهً واه
About Feverish and Bedridden
تب دارم توی بستر زمینگیرم نگاهم به سمت آسمونه خوشحالم آخه انگار که این ضربه منو به فاطمه میرسونه تب دارم توی بستر زمینگیرم نگاهم به سمت آسمونه خوشحالم آخه انگار که این ضربه منو به فاطمه میرسونه بِسْمِ اللَّهِ النُّورِ فاطمه دعای نور تو رو میخونم بِسْمِ اللَّهِ النُّورِ بِسْمِ اللَّهِ النُّورِ فاطمه دعای نور تو رو میخونم بِسْمِ اللَّهِ النُّورِ فاطمه به یاد اشکهای تو گریونی به یاد اشکای تو گریونم یا نورَ النور یا الله واویلا واویلا واویلا واویلا یا نورَ النور یا الله واویلا واویلا واویلا یا نورَ النور یا الله علی تو بستر افتاده آقام تب کرده به یاد فاطمه دعای نور میخونه علی علی یا الله واویلا واویلا واویلا واویلا یا نورَ النور یا الله واویلا تب داره نه که امشب یهچند ساله که علی با غصه در مصافه تب داره نه که امشب یهچند ساله که علی با غصه در مصافه تب دارم نه از ضربه نه از شمشیر تبم از ضربه اون غلافه تب دارم نه که امشب یه چند ساله که علی با غصه در مصافه تب دارم نه از ضربه نه از شمشیر تبم از ضربه اون غلافه بسم الله النور فاطمه از غم تو هر شب بیدارم بسم الله النور فاطمه تو رو زدن عمریه که من تب دارم بسم الله النور فاطمه از غم تو هر شب بیدارم بسم الله النور فاطمه تو رو زدن عمریه تب دارم یا نور النور یا الله وا احمدا وا علیا وا اماه وا اماه یا نور النور یا الله کجایی عزیز دلم؟ علی از غمت داره دق میکنه یارولدوم فاطمه یارولدوم خانم خاطرات برام زنده شد یادت میاد خانم اون چند شب آخر، مدینه؟ تب کردی توی کوچه روی خاکها تا زمین خوردی سرم تیر کشید تب کردی توی کوچه روی خاکها تا زمین خوردی سرم تیر کشید تب کردی توی آتیش توی بلوا انقدرِ زدن چشات تار میدید تب کردی توی کوچه روی خاکها تا زمین خوردی سرم تیر کشید تب کردی توی آتیش توی بلوا انقدرِ زدن چشات تار میدید بسم الله النور، فاطمه یکی زده درو با پا رفته بسماللهالنور فاطمه یکی زده درو با پا رفته بسماللهالنور فاطمه داد زده، تب تو بالا رفته
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.