
As the Line of the Prophet's Passing Was Written - Hanif taheri
Download As the Line of the Prophet's Passing Was Written
Sections
0:00–6:10Lyrics of As the Line of the Prophet's Passing Was Written
تا خط رحلت پیمبر نوشته شد
دردی رسید و داغ مقدر نوشته شد
عادی بزرگ بود که تسکین نمیگرفت
بعدش چقدر زخم مکرر نوشته شد
بین بغضهای جاهلی بیشمارتر
یکجا به پای حضرت حیدر نوشته شد
یکجا به پای حضرت حیدر نوشته شد
جرمی که او به خاطر عصمت نکرده بود
پای علی هزار برابر نوشته شد
پیش از هجوم آتش غربت به اهلبیت
شکر خدا که سورهٔ
کوثر نوشته شد
مقتل به دست میخ همین خانهٔ کبود
پیش از لهوف پشت همان در نوشته شد
یک بخش روی سینهٔ دیوار و بخش بعد
بر سینهٔ دستپهلوی مادر نوشته شد
فصلی میان مسجد و محراب و فصل بعد
بر تشت در مقابل خواهر نوشته شد
گاهی به دست نیزه و گاهی به دست تیغ
مقتل به روی مقتل دیگر نوشته شد
گفتم ادامه را ننویسم ولی نشد
این واژهٔ سه شعبه هم آخر نوشته شد
دستی نجس درآمد و خاری پلید کرد
وا حیرتا که خاک، مطهر نوشته شد
گودال قتلگاه، پر از بوی سیب بود
این صفحه آه! چهقدر معطر نوشته شد
یک فصل ناتمام، که آن هم نِوشتند
با سُمّ اسب و پارهٔ پیکر نوشته شد
تنها نه کربلا، که شبی در هراسِ شام
کنج خرابه مقتل دختر نوشته شد
بعدش چهقدر نوحهٔ بیسر نگاشتهاند
بعدش چهقدر روضهٔ با سر نوشته شد
بر سر بزن که نوحهٔ مادر شنیدنیست
حالا بیا که روضهٔ
خواهر نوشته بود
About As the Line of the Prophet's Passing Was Written
تا خط رحلت پیمبر نوشته شد دردی رسید و داغ مقدر نوشته شد عادی بزرگ بود که تسکین نمیگرفت بعدش چقدر زخم مکرر نوشته شد بین بغضهای جاهلی بیشمارتر یکجا به پای حضرت حیدر نوشته شد یکجا به پای حضرت حیدر نوشته شد جرمی که او به خاطر عصمت نکرده بود پای علی هزار برابر نوشته شد پای علی هزار برابر نوشته شد پیش از هجوم آتش غربت به اهلبیت شکر خدا که سورهٔ با صد نوشته شد مقتل به دست میخ همین خانهٔ کبود پیش از لهوف پشت همان در نوشته شد یک بخش روی سینهٔ دیوار و بخش بعد بر سینهٔ دستپهلوی مادر نوشته شد فصلی میان مسجد و محراب و فصل بعد بر طشت در مقابل خواهر نوشته شد گاهی به دست نیزه و گاهی به دست تیغ مقتل به روی مقتل دیگر نوشته شد گفتم ادامه را ننویسم ولی نشد این واژهٔ سه شعبه هم آخر نوشته شد دستی نجس درآمد و خاری پلید کرد وا حیرتا که خاک، مطهر نوشته شد گودال قتلگاه، پر از بوی سیب بود این صفحه آه! چهقدر معطر نوشته شد یک فصل ناتمام، که آن هم نِوشتند با سُمّ اسب و پارهٔ پیکر نوشته شد تنها نه کربلا، که شبی در هراسِ شام کنج خرابه مقتل دختر نوشته شد بعدش چهقدر نوحهٔ بیسر نگاشتهاند بعدش چهقدر روضهٔ با سر نوشته شد بر سر بزن که نوحهٔ مادر شنیدنیست بر سر بزن که نوحهٔ مادر شنیدنیست حالا بیا که روضهٔ خواهر نبوده بود حالا بیا که روضهٔ خواهر
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.