
Companion and Comforter of the Prophet - Vahid shokri
Download Companion and Comforter of the Prophet
Sections
0:03–10:23Lyrics of Companion and Comforter of the Prophet
یک عمر هستی بابامو
یک شب تو گرفتی مادر
یک روز چیزی از درداتو
یک بار بهم نگفتی مادر
ای یار پیغمبر
غمخوار پیغمبر
ای حضرت بانو
ای مادر کوثر
ای تکیه گاه من
وای مادرم مادر
نرو که فاطمه میشه تنها
میمونه با یه کوهی از غم ها
نذار که من یتیم بشم آخه
زندگیمون چی میشه با بابا
نرو نرو یا ام الزهرا
داری اطلاع از الان از اون اتفاقای بد
چشمت روشن ای مادر جان راه دخترت میشه سد
تو داری میبینی آتیشو تو خونه ام
تو میبینی از سینه ام جاریه خونم
با ناله و گریه اسمت رو میخونم
یعنی میخواهی بهم بگی آخر
شب عروسی نیستی با دختر
بهونه تو وقتی میگیرم من
اسما میشه برای من مادر
نرو نرو یا ام الزهرا
آخه خواهشت چیزی نیست یک دست کفن ناقابل
شکر حق رو میگم کفن از عرش خدا شد نازل
وای اما تکلیف بچه ام چیه مادر
وای با تن عریان رو خاک میذاره سر
وای بی کفن میمونه رو زمین آخر
مادر برات بمیره یا عطشان
نبینه پیکرت شده عریان
چه جوری میشه که بمونی تو
سه روز بلا غسل و بلا امکان
غریب مادری حسین جانم ...
شمر اگه بره سنان نمیگذره
تو قتلگاه تو زمان نمیگذره
حتی ازت دم اذان نمیگذره
تو قتلگاه تو زمان نمیگذره
غروب شد آفتاب نشست
شمر ولی از تنت پا نشد
اذون شد نمازش رو بست
راه حلقت ولی وا نشد
یک زن تنها چطور شمرو ازت جدا کنم
پاشو از اون مغربه من به کی اقتدا کنم
سید مظلوم من
با مرکب از تن برادرم گذشت
آب سرت گذشت آب از سرم گذشت
خودم دیدم چیا به مادرم گذشت
آب سرت گذشت آب از سرم گذشت
خلاصه راحت شدی
من بمیرم بهت سخت گرفت
میدونم این نصف روز
قدر یک عمر ازت وقت گرفت
نذار جلو نامحرما تو رو بلند صدا کنم
پاشو از اون مغربه من به کی اقتدا کنم
سید مظلوم من
About Companion and Comforter of the Prophet
سایهگاهِ هستیِ بابامو یکشب تو گرفتی مادر یکآه هستیِ بابامو یکشب تو گرفتی مادر یک روز چیزی از درهات و یکبار به من نگفتی مادر یکبار به من نگفتی مادر ای یارِ پیغمبر غمخوارِ پیغمبر ای حضرتِ بانو، ای مادرِ کوثر ای تکیهگاهِ من، وای مادرم مادر ای تکیهگاهِ من، وای مادرم مادر نرو که فاطمه میشه تنها میمونه با یه کوهی از غم نذار که من یتیم بشم آخه زندگیمون چی میشه بابا نرو نرو یا امالزهرا داری اطلاع از الان از اون اتفاقایی داری اطلاع از الان از اون اتفاقایی که با چشمِ روشن ای مادر جان راهِ دخترت میشه سد؟ راهِ دخترت میشه سد؟ تا داری میبینی آتیشو تو خونم تا داری میبینی آتیشو تو خونم تا میبینی از سینهم جاریه خونم با ناله و گریه اسمت رو میخونم با ناله و گریه اسمت رو میخونم یعنی میخوای بهم بگی آخر یعنی میخوای بهم بگی آخر شب عروسی نیستی با دختر؟ بهونتو وقتی میگیرم من اسما میشه برای من مادر اسما میشه برای من مادر یعنی میخوای بگی بهم آخر شب عروسی نیستی با دختر؟ بهونتو وقتی میگیرم من اسما میشه برای من مادر نرو نرو یا امالزهرا آخه خواهشِ چیزی نیست یک دست کفنِ ناقابل شُکره هر دو میگن کفن از عرش خدا شد نازل وای اما تکلیف بچهام چیه مادر وای اما تکلیف بچهام چیه مادر وای با تن عریان رو خاک میذاره سر وای بیکفن میمونه رو زمین آخر وای بیکفن میمونه رو زمین آخر مادر برات بمیره یا عطشان مادر برات بمیره یا عطشان نبینه پیکرت شده عریان چهجوری میشه که بمونی تو سه روز بلا غسل و بلا اکفان غریب مادری حسین جان تا شمر اگه بره سنان نمیگذره تو قتلگاه تو زمان نمیگذره حتی از بعد دم اذان نمیگذره تو قتلگاه تو زمان نمیگذره زمان نمیگذره غروب شد آفتاب لب شط شمر ولی از تنت پا نشد غروب شد آفتاب لب شط شمر ولی از تنت پا نشد اذون شد نمازش رو بست راه حلقت ولی وا نشد بگذار ای تن آبچکان شمر را ازت جدا کنم پاشو اذون مغربه من به کی اقتدا کنم سید مظلوم من سید مظلوم من یا اباعبدالله، یا اباعبدالله از وقتی که یادم میآد دارم برات گریه میکنم همه سالمو با روضه میگذرونم امشبم شب آخر سالمه میخوام اینطوری برام تموم شه، یا زهرا با مرکب از تنِ برادرم گذشت آب از سرت گذشت آب از سرم گذشت خودم دیدم چیا خودم دیدم چیا به مادرم گذشت آب از سرت گذشت آب از سرم گذشت خلاصه راحت شدی من بمیرم بهت سخت گذشت میدونم این نصفروز قد یکعمر ازت وقت گذشت نذار جلو نامحرما تو رو بلند صدا کنم نذار جلو نامحرما تو رو بلند صدا کنم پاشو اذان مغربه من به کی اقتدا کنم سید مظلوم ما
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.