
If They Say Poison Brings Thirst - Hasan ataei
Download If They Say Poison Brings Thirst
Sections
0:00–5:46Lyrics of If They Say Poison Brings Thirst
اگه بگن زهر عطش میاره درسته
از لب مسموم آتیش میباره درسته
اگه بگن که مدینه هم مثل کوفه
وفا نداره درسته
امام شیعه ها رو تو کوچه ها بکشن
زخمِ زبونم اضافه کن خودت ببین چی میشه
یه پیرِ مرد اگه که نفس نفس بزنه
قدِ کمونم اضافه کن خودت ببین چی میشه
تنِ نحیف آقا مجروح خاکی خسته است
مثه علی تو کوچه دست آقا بسته است
یا شیخ الائمه وای وای وای
عزیز فاطمه وای وای وای
چه آه داغی چه دست سردی بمیرم
رنگ و روت آقا زده به زردی بمیرم
به مادرت ناسزا میگفتن تو کوچه
یه کوه دردی بمیرم
توی سیاهی دود تو پابرهنه ای و
میگی که آتیشه همه جا گرفته دور و برم
دلت روونه شده به یاد چادرشی
بی قراری بین شعله ها فقط میگی مادرم
تو رو میزدنت از پهلو سمت دیوار
دست میکشیدی روی اون در ای وای مسمار
یا شیخ الائمه وای وای وای
عزیز فاطمه وای وای وای
خدا کنه تو مدینه بارون بباره
رو سر این خونه ی پریشون بباره
وقتشه چشما میون این آتیش و دود
به یاد شام خون بباره
یه دختره سه ساله که باباشو ندیده
رنج سفر هم اضافه کن خودت ببین چی میشه
یه طفل اگه یه روزی اسیر و تنها بشه
دیدنه سر هم اضافه کن خودت ببین چی میشه
گله میکنه بابا بی تو خیلی تنهام
بیا و ببرمون از شام از شام از شام
چیزی تو این خرابه غیر بابا نخواستم
این چیه که آوردین من که غذا نخواستم
جلوی چشمای بچه ها فلطمت علی وجه ها
About If They Say Poison Brings Thirst
اگه بگن زهر عطش میاره درسته از لب مسموم آتیش میباره درسته اگه بگن که مدینه هم مثل کوفه وفا نداره درسته وفا نداره امام شیعهها رو تو کوچهها بکشن زخم زبونم اضافه کن، خودت ببین چی میشه یه پیرمرد اگه که نفسنفس بزنه قد کمونم اضافه کن، خودت ببین چی میشه تن نایف آقام مجروح خاکی خستهست مثل علی تو کوچه دست آقا بستهست مثل علی تو کوچه دست [نامفهوم] یا شیخ الائمه وای وای وای عزیز فاطمه چه آه داغی پیچیده دستِ سردی، بمیرم رنگ و روت آخه زده به زردی، بمیرم به مادرت ناسزا میگفتن تو کوچه یه کوه دردی، بمیرم توی سیاهیِ دود، تو پابرهنه، ای وای میگی که آتیشِ همهجا گرفته دور و بَرَم دلت روانه شده به یادِ چادر شیـ... بیقراری بین شعلهها فقط میگی مادرم فقط میگی مادرم تو رو میزدنت از پهلو، سمتِ دیوار دست میکشیدی روی اون در، ای وای، مسمار یا شیخالائمه، وای خدا کنه تو مدینه بارون بباره رو سر این خونهٔ پریشون بباره وقتشه چشمام میونِ این آتیش و دود به یاد شام خون بباره به یاد شام خون بباره یه دختر دختر سهساله که باباشو ندیده رنج سفر هم اضافه کن خودت ببین چی میشه یه طفل اگه یه روزی اسیر و تنها بشه دیدن سر هم اضافه کن خودت ببین چی میشه خودت ببین چی میشه گله میکنه بابا بیتو خیلی تنهام بیا و ببرمون از شام از شام از شام بیا و ببرمون از شام از شام بابا چیزی تو این خرابه غیر بابا نخواستم این چیه که آوردی من که غذا نخواستم جلوی چشمای بچهها فَلَعَنَ اللهُ آلَ زِیَاد
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.