
بخشها
۰:۰۲–۱:۴۶متن نماهنگ شب آخر
فرمود: دختر پیغمبر انگار بهتر شده حالت
از جا بلند شد و گفت: علی جان نه
شب آخر عمر منه
خواب بابامو دیدم
به من وعده ملاقات داده
گفت: علی جان!
امشب تو باید منو غسل بدی و کفن و دفن
علی جان کار تو زیاده
ترسیدم این بچه هام گرسنه بمونن
چند تا نون آماده کردم برای بچه هام
علی جان شب آخرمه
امشب تو کارت زیاده
ترسیدم وقت نکنی به بچه هام برسی
گرد و خاک رو سرشون بشینه
مرتبشون کردم
حق داری مادر .
مادر نگرانی نکنه یه شب غبار رو سرش بشینه
یه روز باید بیای تو گودال سر و از رو خاکا برداری
یه روز باید بیای با این صحنه روبرو شی
به روی دامن مادر سرت بریده شد و
تنت به این طرف و آن طرف کشیده شد و
برای پیرهن پاره تن دریده شد و
بهشت زیر لگدهای اسب
درباره نماهنگ شب آخر
فرمود دختر پیغمبر انگار بهتر شده حالت، از جا بلند شد گفت علیجان امشب شب آخر عمر منه خواب بابامو دیدم به من وعدهٔ ملاقات داده گفت علیجان امشب تو باید منو غسل بدی و کفن و دفن علیجان کار تو زیاده ترسیدم این بچههام گرسنه بمونن چند تا نون آماده کردم برا بچههام علیجان امشب شب آخرمه امشب تو کارت زیاده ترسیدم وقت نکنی به بچههام برسی گرد و خاک رو سرشون بشینه مرتبشون کردم حق داری مادر مادر نگرانی نکنه یه شب غبار رو سرش بشینه؟ یه روز باید بیای تو گودال سر رو از رو خاکها برداری یه روز باید بیای با این صحنه روبرو شی به روی دامن مادر سرت بریده شد و تنت به این طرف و آن طرف کشیده شد و برای پیراهن پاره تن دریده شد و بهشت زیر لگدهای اسب
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط