
بخشها
۰:۰۰–۴:۱۰متن نماهنگ زهرا سادات
چشم تو کرده ورم
چشمای شوهر تو گود افتاده زهرا
نمیخوام حتی ازت غذای ساده زهرا
نرو تازه پا گرفت این خونواده زهرا
تو بری بگو چه خاکی به سرم بریزم
جون به لب شدم دیگه گریه نکن عزیزم
چی میشه دوباره لبخند تو رو ببینم
تو بری فاطمه به خاک سیاه میشینم
زهرا سادات کارت افتاده به کنیزات
زهرا سادات میری دست علی به همرات
زهرا سادات
میشه جارو نزنی
من بمیرم که تو به خادمه هات رو نزنی
میشه وقتی راه میری تو خونه زانو نزنی
میمیرم اگه همین قدر هم تو سو سو نزنی
حرف رفتنو نزن هنوز خیلی جوونی
کاش به جای این دعا حمد شفا بخونی
نمیخوای روتو به من کنی منو ببینی
تو رو جون بچه هات فاطمه کلمینی
زهرا سادات چه جوابی بدم به بابات
زهرا سادات چه کنم که نلرزه دستات
زهرا سادات
مه دل آروم نوونه
آخ علی تسه بمیره تره مردا بزونه
آخ مه سوره کوثر بدون بابا بزونه
بدینه که تو دری کندی تقلا بزونه
انده کفن و دفن سه نکن مره سفارش
من اصلا هچی اقلا شه وچونه هارش
اَتا غم بسه مره داغ پسر بزونه
بخدا می خنه ره چشم نظر بزونه
جان زهرا دره شونی خدا ته همراه
جان زهرا ته بوری مه رفق بونه چاه
جان زهرا
درباره نماهنگ زهرا سادات
زمینهٔ فاطمی با نوای روحالله رحیمیان در قالب نجواهای سوزناک امیرالمؤمنین(ع) با بانوی دو عالم در واپسین روزهای حیات. «تو بری بگو چه خاکی به سرم بریزم، جون به لب شدم دیگه گریه نکن عزیزم».
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط