
بخشها
۰:۰۰–۲:۴۲نسخهٔ تصویری
متن نماهنگ راه افتاده عباس
راه افتاده عباس راه افتاده
چشما سمتِ جولانگاه افتاده
نَعشِ نَحسِ مارق روی خاکا
زیرِ سُمِّ اسبِ شاه افتاده
مَدَدی اَبوفاضل
به تو میگه فاطمه، وَلَدی اَبوفاضل
نمیاد شبیهِ تو اَحَدی اَبوفاضل
کسی نیست مقابلت عَدَدی اَبوفاضل
پا نمیشه هرکسی رو زدی اَبوفاضل
استادی اَبَاالفضل
دَرسِتو پیشِ علی پس دادی اَبَاالفضل
وقتی ضربه میزدی تو صِفّین علی گفت:
بابا اَلحق خودِ اِستعدادی اَبَاالفضل
یااَبوفاضل، یااَبوفاضل...
سَر میریزه از دَم سَر میریزه
شمشیر میزنه پِیکر میریزه
نَعره میزنه تو میدون انگار
صدها قلعهی خِیبر میریزه
قمری اَبوفاضل
از تمومِ پَهلوونا سَری اَبوفاضل
تو دقیقاً مثلِ شیرِ نَری اَبوفاضل
یه تَنه حریفِ صد نفری اَبوفاضل
بَه بنازم تو چه باجگری اَبوفاضل
شهزاده اَبَالفضل
باوفاترین یَلِ آزاده اَبَاالفضل
جوری صِفّین رو اداره کردی علی گفت:
نمیاد رو دستِ تو فرمانده اَبَاالفضل
یااَبوفاضل، یااَبوفاضل...
درباره نماهنگ راه افتاده عباس
راه افتاده، عباس راه افتاده چشما سمت جولانگاه افتاده نقش نحس دشمن روی خاکا زیر سُم اسب شاه افتاده اخم کردی، ابوفاضل به تو میگه فاطمه «ولدی»، ابوفاضل مددی، ابوفاضل نه، نمیاد شبیه تو احدی، ابوفاضل مددی، ابوفاضل کسی نیست مقابلت عددی، ابوفاضل مددی، ابوفاضل پاره میشه هر کسی رو زدی، ابوفاضل یا علیمدد، استادی ابالفضل درسِتو پیش علی پس دادی ابالفضل وقتی سر میزدی تو صفین، علی گفت: باالحق خود استعدادی ابالفضل یا ابوفاضل یا ابوفاضل یا ابوفاضل یا ابوفاضل یا ابوفاضل سر میریزه، از دم سر میریزه شمشیر میزنه، پیکر میریزه نعر میزنه تو میدون انگار صدها قلعهٔ خیبر میریزه آخ قمری، ابوفاضل از تموم پهلوونا سری، ابوفاضل قمری، ابوفاضل تو دقیقاً مثل شیر نری، ابوفاضل قمری، ابوفاضل یه تنه حریف صد نفری، ابوفاضل قمری، ابوفاضل من بنازم تو سپاهِ حیدری، ابوفاضل شهزاده اباالفضل باوفاترین یلِ آزاده اباالفضل توی صفین رو اداره کردی علی گفت نمیآد رو دستت فرمانده اباالفضل یا ابوفاضل یا ابوفاضل یا ابوفاضل یا ابوفاضل یا ابوفاضل
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط
