
من چهجوری رها کنم خاطرات قدیممو - حنیف طاهری
دانلود من چهجوری رها کنم خاطرات قدیممو
بخشها
۰:۰۴–۱۲:۰۹متن مداحی من چهجوری رها کنم خاطرات قدیممو
من چهجوری رها کنم خاطرات قدیممو؟
یا به کی بگم این غمو، غصههای عظیممو؟
ای روزگار
دنیا به کسی وفا نداشته
یه عمره که داغی روی این دلم گذاشته
بازارو که یادمون نمیره
اون مردمِ شامِ بیحیارو
تو هلهلههای کوچه بازار
لرزیدن پای عمهها رو
تو هلهلههای کوچه بازار
لرزیدن پای بچهها رو
من یادم نمیره اون روزا رو
دروازه ساعات شهر شام رو
غصههامو به کی بگم
از مصیبتِ قتلگاه
غصههامو به کی بگم
از مصیبتِ قتلگاه
دورِ پیکرِ یک امام
از شلوغیِ یک سپاه
تو قتلگاه
از هر طرفی که میرسیدن
هی میزدن
با نیزه نفسهاشو بریدن
من کینهی کوفیا رو دیدم
آتیشِ تو خیمهها رو دیدم
با دامن سوخته بین خیمه
بیتابیِ بچهها رو دیدم
من رفتم، ای دنیـا
یادت باشه
کاری کردی قدّ
ای زینب تاشه
درباره مداحی من چهجوری رها کنم خاطرات قدیممو
من چهجوری رها کنم خاطرات قدیممو؟ یا به کی بگم این غمو، غصههای عظیممو؟ من چهجوری رها کنم خاطرات قدیممو؟ یا به کی بگم این غمو، غصههای عظیممو؟ من چهجوری رها کنم خاطرات قدیممو؟ یا به کی بگم این غمو، غصههای عظیممو؟ ای روزگار دنیا به کسی وفا نداشته یه عمره که داغی روی این دلم گذاشته بازارو که یادمون نمیره اون مردمِ شامِ بیحیارو بازارو که یادمون نمیره اون مردم شام بیحیا رو تو هلهلههای کوچه بازار لرزیدن پای عمهها رو بازار که یادمون نمیره اون مردم شام بیحیا رو تو هلهلههای کوچه بازار لرزیدن پای بچهها رو من یادم نمیره اون روزا رو دروازه ساعات شهر شام رو من یادم نمیره اون روزا رو دروازه ساعات شهر شام رو کاخ عوام بابا بابا من یادم نمیره اون روزامو دروازهٔ ساعات شهرم من یادم نمیره اون روزامو دروازهٔ ساعات شهرم دروازهٔ ساعات شهرم من چهجوری رها کنم خاطرات قدیممو؟ من چهجوری رها کنم خاطرات قدیممو؟ یا به کی بگم این غمو، غصههای عظیممو؟ ای روزگار، دنیا به کسی وفا نداشته یه عمره که داغی روی این دلم گذاشته یه عمره که داغی روی این دلم گذاشته بازارو که یادمون نمیره اون مردمِ شامِ بیحیا رو بازارو که یادمون نمیره اون مردمِ شامِ بیحیا رو تو هلهلههای کوچه بازار لرزیدنِ پای بچهها رو بازارو که یادمون نمیره اون مردمِ شامِ بیحیا رو تو هلهلههای کوچه بازار لرزیدنِ پای بچهها رو من یادم نمیره اون روزا رو دروازهٔ ساعاتِ شهرِ شامو پشتِ دروازهٔ ساعات معطل بودیم پشتِ دروازهٔ ساعات معطل بودیم معطل بودیم خوب آمادهٔ مهمانیِ مادربزرگ نبودی سعیم این بود سرِ قافله راه گم نکنم من یادم نمیره اون روزها و دروازهٔ ساعاتِ شهرِ شامو غصههامو به کی بگم از مصیبتِ قتلگاه غصههامو به کی بگم از مصیبتِ قتلگاه دورِ پیکرِ یک امام از شلوغیِ یک سپاه غصههامو به کی بگم از مصیبتِ قتلگاه دورِ پیکرِ یک امام از شلوغیِ یک سپاه تو قتلگاه از هر طرفی که میرسیدن هی میزدن با نیزه نفسهاشو بریدن تو قتلگاه از هر طرفی که میرسیدن هی میزدن با نیزه نفسهاشو بریدن هی میزدن با نیزه نفسهاشو بریدن من کینهی کوفیا رو دیدم آتیشِ تو خیمهها رو دیدم من کینهی کوفیا رو دیدم آتیشِ تو خیمهها رو دیدم با دامن سوخته بین خیمه بیتابیِ بچهها رو دیدم من رفتم، ای دنیـا یادت باشه کاری کردی قدّ ای زینب تا ابد
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط