من همان خردسال معلولم که تو دادی شفا - امین قدیم
دانلود من همان خردسال معلولم که تو دادی شفا
بخشها
۰:۰۰–۷:۰۹متن مداحی من همان خردسال معلولم که تو دادی شفا
من همان خردسال معلولم که تو دادی شفاء امام رضا
مادرم هم گذاشت بعد از آن اسم من را رضا امام رضا
کاسه های طلایی پر آب
بهترین نسخه مریضی هاست
چند سالی ست روی پا هستم
بی نیاز از دوام امام رضا
تو غریبی و با غریبان هم
دیده ام که چه خوب تا کردی
بارها دیده ام که دادی تو
بینوا را نوا امام رضا
رو به گنبد نشسته بودم
که یادم افتاد مادر پیرم
چقدر ضجه میزد و میگفت
التماس دعا امام رضا
خواهرم نذر کبوتران حرم
گفت گندم برایشان بخرم
نامه ای داد و گفت با گریه
برسد به شما امام رضا
پدرم که خدا بیامرزد
صبح و شب یاد این حرم میکرد
گفت رفتی حرم بگو حتما
وقت مرگم بیا امام رضا
دوست دارم زیارت عرفه
کربلا زیر قبه باشم من
خارج از نوبتم ولی تو بده
کربلای مرا تو امام رضا
در حرم رو به پنجره فولاد
گفته ام بارها حسین حسین
اربعین در طریق کرب و بلا
گفته ام بارها امام رضا
بعد از این لال میشوم اما
این دو خط روضه خیر اموات است
با همین بیت شعر را هم میبرم کربلا امام رضا
در شلوغی رفت و آمد ها
در هیاهوی قتل و غارت بود
ناگهان چشم خواهری افتاد
به تنی زیر پا امام رضا
کاش میشد که حرمله نبرد یادگار علی اصغر را
کاش میشد که شمر هم نکشد معجر عمه را امام رضا
قد خم نبود تا که نگارش بایستد
حقش نبود شمر کنارش بایستد
اباعبدالله ...
من که چند سال است روی خاک میخوابم
حیف است نگذارم سرم را روی دامانت
کسی چون من اگر دیدی برای دیدنت جان داد
از او بستان تو جانش را در آغوشت بگیر لطفا
درباره مداحی من همان خردسال معلولم که تو دادی شفا
من همان خردسال معلولم که تو دادی شفا امام رضا مادرم هم گذاشت بعد از آن اسم من را رضا امام رضا کاسهٔ طلایی پر آب بهترین نسخهٔ مریضیهاست چند سالیست روی پا هستم بینیاز از دوام امام رضا تو غریبی و با غریبان هم دیدهام که چه خوب تا کردی بارها دیدهام که دادی تو بینوا را نوا امام رضا رو به گنبد نشسته بودم من که یادم افتاد مادر پیرم چقدر ضجه میزد و میگفت التماس دعا امام رضا خواهرم نذر کبوتران حرم گفت گندم برایشان بخرم نامهای داد و گفت با گریه برسد به شما امام رضا پدرم که خدا بیامرزد صبح و شب یاد این حرم میکرد پدرم که خدا بیامرزد صبح و شب یاد این حرم میکرد گفت رفتی حرم بگو حتماً وقت مرگم بیا امام رضا این برادر ننه من واقعاً دوست دارم زیارت عرفه کربلا زیر قبه باشم من خارج از نوبت اولی تو بده کربلای مرا امام رضا در حرم رو به پنجره فولاد اربعین در طریق کربوبلا گفتهام بارها امام رضا بعد از این لال میشوم اما این دو خط روضهٔ خیرالاموات است با همین بیت شعر را هم میبرم کربلا امام رضا هر کی گریه نکرده در شلوغی رفتوآمدها در هیاهوی قتل و غارت بود ناگهان چشم خواهری افتاد به تنی زیر پا امام رضا کاش میشد که حرمله نبرد یادگار علیاصغر را کاش میشد که شمر هم نکشد معجر عمه را امام رضا قد خم نمود تا که نگارش بایستد حقش نبود شمر کنارش [نامفهوم] من که چند سال است روی خاک میخوابم من که چند سال است روی خاک میخوابم عیب است نگذارم سرم را روی دامانت کسی چون من اگر دیدی برای دیدنت جان داد از او بستان تو جانش را، در آغوشت بگیر لطفاً
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط