مداحی دردایی که دارم واسه دوران پیریه - حسین طاهری
دانلود مداحی دردایی که دارم واسه دوران پیریه
بخشها
۰:۰۰–۷:۱۳متن مداحی دردایی که دارم واسه دوران پیریه
دردایی که دارم واسه دوران پیریه
من سه سالمه هنوز دندون هام شیریه
زخمامو مخصوصاً زیر رو سری بردم
وقتی گرسنم بود هر بار سیلی میخوردم
از خودت بگو اینا فدا سرت
عجبه اومدی دیدن دخترت
یتیمی ولی حق من نبود
حق من نبود صورت کبود بابا
بهترین روزای بچگیمو گرفتن
زندگیم رو به راه بود زندگیمو گرفتن ....
هی بی هوا زدنم هی بد میشه حالم
راه فراری نیست ببین زخمای پاهامو
بشین تا برات بگم ماجرای موهامو
مو فقط نبود دست و پامو بست
یه جوری میکشید همه تنم شکست
آره دلم پُره خیلی دلخورم
آتیشم زدن زیر چادرم
درد من از اینه التماسمو دیدن
من شکسته غرورم رو سریمو کشیدن
حسین....
کابوس رگهای تو ترکم نمیکنه
به جز عمه هیچکی منو درکم نمیکنه
ببین چه بلاهایی بابا سرم آوردن
ما رو مثل بَرده ها هر جا که بگی بردن
شدیم بعد تو ما خونه خراب
جای ما نبود مجلس شراب
با اون چوبی که رو لبت زدن
میزد قاتلت به پهلوی من
کاش مدینه میمردم بین اون در و دیوار
ولی رام نمی افتاد بین کوچه و بازار
حسین.....
درباره مداحی دردایی که دارم واسه دوران پیریه
دردایی که دارم واسه دوران پیریه من سه سالمه، هنوز دندونهام شیریه زخمهامو مخصوصاً زیر روسری بردم (×۲) وقتی گرسنهم بود، هر بار سیلی میخوردم وقتی گرسنهم بود شب سوم ماهه از خودت بگو اینا فدا سرت از خودت بگو اینا فدا سرت عجب اومدی دیدن دخترت یتیمی ولی حق من نبود حق من نبود صورت کبود بابا! بهترین روزهای بچگیمو گرفتن (×۲) زندگیم رو به راه بود، زندگیمو گرفتن زندگیم رو به راه بابا داشتم، عمو داشتم، عموم کجاست؟ بهترین روزای بچگیمو گرفتن (×۲) بچه باید چادرش مرتب باشه روسریش مرتب باشه بابا نه چادر دارم نه روسری دارم نه مو دارم بابا از وقتی که رفتی وسط قیلوقالَم هی بیهوا زدنم هی بد میشه حالم راه فراری نیست، ببین زخمای پاهامو بشین تا برات بگم، ماجرای موهامو مو فقط نبود دست و پامو بست آره مو فقط نبود دست و پامو بست یهجوری میکشید همه تنم شکست آره دلم پُره خیلی دلخورم آره دلم پُره خیلی دلخورم آتیشم زدن زیر چادرَم درد من از اینه، التماسمو دیدن من شکسته غرورم، روسریمو کشیدن من شکسته غرورم، معجرم رو کشیدن حسین (×۲) آه (×۳) کابوس رگهای تو ترکم نمیکنه بهجز عمه هیچکی منو درک نمیکنه کابوس رگهای تو ترکم نمیکنه بهجز عمه هیچکی منو درک نمیکنه ببین چه بلایی بابا سرم آوردن ببین چه بلایی بابا سرم آوردن ما رو مثل بردهها هرجا که بگی بردن شدیم بعد تو ما خونهخراب جای ما نبود مجلس شراب با اون چوبی که رو لبت زدن میزد قاتلت به پهلوی من کاش مدینه میمردم بین اون در و دیوار ولی راهم نمیافتاد بین کوچه و بازار بین کوچه و بازار حسین حسین حسین حسین
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط