
بخشها
۰:۰۰–۸:۴۹متن مداحی غم دل امبنین غمت
غمِ دلِ اُمِّ بنینه غمت
روضهی بازه چهرهی درهمت
خیلی عوض شدی عزیز دلم
منو حلال کن اگه نشناختمت
اشک غریبی توی چشمام نشست
مثل سر تو پشت من هم شکست
زینبِ من بیا بگو دروغه
این که میگن حرمله دستاتو بست
حقیقته! انگاری خواب نبودم
ناراحتم پیش رباب نبودم
بدجوری آبرو ریزی کرده شمر
کاشکی من از بنی کلاب نبودم
آسمونم رو بی قمر کی دیده
پروانهی بدون پَر کی دیده
"ام بنین" بهم نگی حق داری
ام بنینِ بی پسر کی دیده
سربریدن امید و احساسمو
تبر زدن ساقههای یاسمو
خواستی چهارتا قبر اگه بسازی
کوچیک دُرس کن واسه عباسمو
بهم بگو که نور عینم کجاست
بگو غریب عالمینم کجاست
جمعیت کاروونت کم شده
فقط بگو، بگو حسینم کجاست
گفتی تموم دشتو دشمن گرفت
تک تک بچههامو از من گرفت
زینب من بگو آخر کی اومد،
سر حسینمو به دامن گرفت؟
عزیزم از روزیکه راه دور رفت
شادی دیگه از این دل صبور رفت
نمیتونم باور کنم هنوزم
سر حسینم میون تنور رفت
مردمِ شهر! سر به سرم نذارید
زخم زبون رو جیگرم نذارید
گریهی من فقط برا حسینه
گریهمو پای پسرم نذارید
غمَم ربابه که به غم اسیره
طفل خیالیشو رو دست میگیره
شبا هی از خواب میپره هی میگه
آبش بدید، آبش ندید، میمیره
رباب! نمیشه با غم تو سر کرد
بدون گریه شبارو سحر کرد
دردِ منو دردِ تو مثل همه
حرمله دوتامونو بى پسر کرد
درباره مداحی غم دل امبنین غمت
غمِ دلِ اُمِّ بنینه غمت روضهی بازه چهرهی درهمت خیلی عوض شدی عزیز دلم منو حلال کن اگه نشناختمت اشک غریبی توی چشمام نشست مثل سر تو پشت من هم شکست زینبِ من بیا بگو دروغه این که میگن حرمله دستاتو بست حقیقته! انگاری خواب نبودم ناراحتم پیش رباب نبودم بدجوری آبرو ریزی کرده شمر کاشکی من از بنی کلاب نبودم آسمونم رو بی قمر کی دیده پروانهی بدون پَر کی دیده "ام بنین" بهم نگی حق داری ام بنینِ بی پسر کی دیده سربریدن امید و احساسمو تبر زدن ساقههای یاسمو خواستی چهارتا قبر اگه بسازی کوچیک دُرس کن واسه عباسمو بهم بگو که نور عینم کجاست بگو غریب عالمینم کجاست جمعیت کاروونت کم شده فقط بگو، بگو حسینم کجاست گفتی تموم دشتو دشمن گرفت تک تک بچههامو از من گرفت زینب من بگو آخر کی اومد، سر حسینمو به دامن گرفت؟ عزیزم از روزیکه راه دور رفت شادی دیگه از این دل صبور رفت نمیتونم باور کنم هنوزم سر حسینم میون تنور رفت مردمِ شهر! سر به سرم نذارید زخم زبون رو جیگرم نذارید گریهی من فقط برا حسینه گریهمو پای پسرم نذارید غمَم ربابه که به غم اسیره طفل خیالیشو رو دست میگیره شبا هی از خواب میپره هی میگه آبش بدید، آبش ندید، میمیره رباب! نمیشه با غم تو سر کرد بدون گریه شبارو سحر کرد دردِ منو دردِ تو مثل همه حرمله دوتامونو بى پسر کرد
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط