بخشها
۰:۰۲–۶:۱۶متن مداحی حیدر چه گوهری دارد
حیدر چه گوهری دارد کرار دیگری دارد
باید نوشت زینب و بعدش یار را
در خانه حدس می زند او کار زار را
او می شمرد حرکت شمشیر یار را
چون خوانده بود ذهن دم ذوالفقار را
سبحان الله عقیله ی کراره چوب از زمین برداره
نظر بهش بندازه تو دستش ذوالفقاره
شمشیر بُرانه توی خطبه اش طوفانه
ضربان ایمانه واللهه نبض حسین جانه
تو کلامش قرآنه میره منبر جانانه واللهه
شیر زنه بنی هاشم یا زینب ....
مجلس به وحشت افتاده دشمن به لکنت افتاده
من که بودم و هستم ز یاد رفت
آبروی لشکر ابن زیاد رفت
بانوی مکرمه خطبه تمام کن
که دودمان معاویه به باد رفت
سبحان الله
وقتی رو منبر میره صوتش به حیدر میره
حیدری که بی لشکر تا قلب خیبر میره
منصوره علامه ملک الموت شامه
آبروی اسلامه واللهه
دریای احساسه به حسینش حساسه
شصت و نه تا عباسه واللهه
شیر زن بنی هاشم یا زینب .....
در زمره ی علمداران ای از تبار سرداران
پیشش عقاب بی پر و بی بال می شود
تخت ستمگران همه پامال می شود
حق می دهم به دشمن او من و من کند
او می شود علی و عدو لال می شود
سبحان الله
هیأت کرده محمل رو زده به دریا دل رو
به کمرش می بنده شال ابوفاضل رو
معرکه گردونه پسرت تو میدونه
میره میدون مردونه واللهه
به به به اولادش به تموم اجدادش
علویه فریادش واللهه
شیر زن بنی هاشم یا زینب .....
درباره مداحی حیدر چه گوهری دارد
حیدر چه گوهری دارد کرار دیگری دارد باید نوشت زینب و بعدش وقار را در خانهاش میزند او کارزار را او میکشد معرکه به شمشیردارها چون خوانده بود سحرگه دم ذوالفقار را سبحانالله عقیله کراره چوب از زمین برداره نظر بهش بندازه تو دستش ذوالفقاره شمشیر برّانه توی خطبه طوفانه ضربان ایمانه والله نبض حسینجانه تو کلامش قرآنه میر منبر جانانه والله شیرزن بنیهاشم یا زینب شیرزن بنیهاشم یا زینب حیدر چه گوهری دارد حیدر چه گوهری دارد کرار دیگری دارد باید نوشت زینب و بعدش وقار را در خانهاش میزند او کارزار را او میشمرد حرکت شمشیر یار را چون خوانده بود ذهن دم ذوالفقار را سبحانالله عقیله کراره چوب از زمین برداره نظر بهش بندازه تو دستش ذوالفقاره شمشیر برانه تو خطبهاش طوفانه ضربان ایمان والله نبض حسینجانه تو کلامش قرآنه میره منبر جانان والله میره منبر جانان والله شیرزن بنیهاشم یا زینب شیرزن] مجلس به وحشت افتاده مجلس به وحشت افتاده دشمن به لکنت افتاده مجلس به وحشت افتاده دشمن به لکنت افتاده من من که بودم و هستم ز یاد رفت آبروی لشکر ابن زیاد رفت بانوی مکرمه خطبه تمام کن که دودمان معاویه به باد رفت سبحانالله وقتی رو منبر میره صوتش به حیدر میره حیدری که بیلشکر تا قلب خیبر میره منصوره، علامه ملکالموتِ شامه آبروی اسلامه، والله دریای احساسه به حسینش حساسه شصت و نه تا عباسه، والله شیرزنِ بنیهاشم، یا زینب یا زینب در زمرهٔ علمداران ای اسطورهٔ سرداران در زمرهٔ علمداران ای اسطورهٔ سرداران پیشش عقاب بیپروبال میشود تخت ستمگران همه پایمال میشود حق میدهم به دشمن او مِنومِن کند او میشود علی و عدو لال میشود سبحانالله هیبت را، هیبت کرده محمل را زده به دریا دل را به کمرش میبنده شال ابوفاضل را معرکهگردونه اصلاً توو میدونه میره میدون مردونه، والله به به به اولادش به تموم اجدادش علوی فریادش، والله شیرزنِ بنیهاشم، یا زینب شیرزن علینسب شیرزن علینسب
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط