
بخشها
۰:۰۰–۲:۵۲متن مداحی برای رقیه خبر اومده
برای رقیه خبر اومده
دیگه انتظارش به سر اومده
بیا عمه جانم نگاهی بکن
که بابای من از سفر اومده
بابای مظلومم حسین جان
سرم رو می ذارم به روی سرت
کجا مونده بابا بگو پیکرت
تو رفتی و خیلی اذیت شدم
برات درد و دل ها داره دخترت
بابای مظلومم حسین جان
یه وقتی رسیدی که مضطر شدم
به هم خورده وضع موهای سرم
لباس هامو بابا ببین خاکیه
نمونده یه کم نا توی پیکرم
سیدنا العطشان حسین جان
چقدر حرف بی راه می گفتن به من
روی ناقه بدجور منو می زدن
خبر داری رفتم محل یهود
زیر دست و پاشون تنم شد کبود
سیدنا العطشان حسین جان
درباره مداحی برای رقیه خبر اومده
برای رقیه خبر اومده دیگه انتظارش به سر اومده بیا عمهجانم نگاهی بکن که بابای من از سفر اومده بابای مظلومم حسینجان سرم رو میذارم بهروی سرت کجا مونده بابا بگو پیکرت تو رفتی و خیلی اذیت شدم برات دردودلها داره دخترت بابای مظلومم حسینجان یه وقتی رسیدی که مضطر شدم بههم خورده وضع موهای سرم لباسامو بابا ببین خاکیه نمونده یکم نا توی پیکرم سیدنا العطشان حسینجان چقدر حرف بیراه میگفتن به من وای، خدا به دختر امام توهین میکردند چقدر حرف بیربط میگفتند به من روی ناقه بدجور منو میزدند خبر داری رفتم محلهٔ یهود زیر دست و پاشون تنم شد کبود سیدنا العطشان، حسین جان سیدنا العطشان، حسین سیدنا العطشان
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.