
این ماه ربیع است که دل برده به یغما - محمود کریمی
دانلود این ماه ربیع است که دل برده به یغما
بخشها
۰:۰۰–۸:۱۴متن مداحی این ماه ربیع است که دل برده به یغما
این ماه ربیع است که دل برده به یغما
یا مهر رسالت به جهان داده تجلی
روزش همه رشک آمده بر چهرهٔ یوسف
شبهاش معطرتر از زلف زلیخا
پیچیده در امواج فضا نغمهٔ مریم
جوشیده ز انفاس جهان معجز عیسی
هر جا نگرم بارقه ها در شجر طور
هر سو شنوم زمزمهها از لب موسی
با ناز نسیم آید از دامن گلشن
یا بوی بهشت است که پیچیده به دنیا
گیتی همه دم خرم گویی دل احمد
عالم همه جا روشن چون دیدهٔ زهرا
در محفل یکرنگی هر اَبْیَض و اَسْوَد
با رایت یکتایی هر اَصْفَر و احمر
گردیده سماوات به گرد کُرهٔ خاک
یا خاک زند پهلو بر گنبد خضرا
خورشید نماز آورد بر خاک مدینه
زیرا که در آن جلوهگر آمد مه طاها
بگذشت ز صلبِ شکافندهٔ دانش
استادِ اساتیدِ دو گیتی به جهان پا
توحید مجسّم، ولیاللهِ معظّم
سرمایهٔ عترت، خَلَفِ سیّد بطحا
مصداق جمال ازلی حضرت صادق
میزان ترازوی عمل، حجّت یکتا
بازتاب سراینه رخسار محمّد
سر تا به قدم، مظهر الله تعالیٰ هست
هستی همه در دستش چون موم کف دست
عالم همه بر پایش چون خاک کف پا
ناری که بر ابراهیم گردید گلستان
بر شیعهٔ وی آمد برداً و سلاما
آیه ز رخش تافته، مشعل مشعل
دانش ز لبش ریخته، دریا دریا
در خطِ تولّایش یکره همه عالم
در موج تجلایش یکپارچه عقبی
افتد به تن مدعیان لرزه هماره
یک لحظه هشام ار بگشاید لب خود را
عیسی که کند زنده تنی را عجبی نیست
بس مرده جان کز نفس او شده احیا
با لیلهٔ میلاد پیمبر شده توأم
میلاد همایون امام ششم ما
او منجی انسانها از جهل مرکب
این زندهکن جانها با نطق دلارام
افراشته او در همهجا رایت توحید
افروخته این بر همگان مشعل تقوا
او مظهر الله تعالی و تقدس
این مظهر الله تقدس و تعالی
از مکتب او فیض الهی شده جاری
با منطق این امر رسالت شده اجرا
او منجی عالم شد و این هادی آدم
او خلق عظیم آمد و این آیت عظمی
او با لب گویا کلماتش همه مصحف
این آمده سر تا به قدم مصحف گویا
از طلعت او گشت
کشور جان گشته منور
در پرتو این خانهٔ دل گشته مصفا
درباره مداحی این ماه ربیع است که دل برده به یغما
این ماه ربیع است که دل برده به یغما یا مهر رسالت به جهان داده تجلی روزش همه رشک آمده بر چهرهٔ یوسف شبهاش معطرتر از زلف زلیخا پیچیده در امواج فضا نغمهٔ مریم جوشیده ز انفاس جهان معجز عیسی هر جا نگرم بارقه ها در شجر طور هر سو شنوم زمزمهها از لب موسی با ناز نسیم آید از دامن گلشن یا بوی بهشت است که پیچیده به دنیا گیتی همه دم خرم گویی دل احمد عالم همه جا روشن چون دیدهٔ زهرا در محفل یکرنگی هر اَبْیَض و اَسْوَد با رایت یکتایی هر اَصْفَر و احمر گردیده سماوات به گرد کُرهٔ خاک یا خاک زند پهلو بر گنبد خضرا خورشید نماز آورد بر خاک مدینه زیرا که در آن جلوهگر آمد مه طاها بگذشت ز صلبِ شکافندهٔ دانش استادِ اساتیدِ دو گیتی به جهان پا توحید مجسّم، ولیاللهِ معظّم سرمایهٔ عترت، خَلَفِ سیّد بطحا مصداق جمال ازلی حضرت صادق میزان ترازوی عمل، حجّت یکتا بازتاب سراینه رخسار محمّد سر تا به قدم، مظهر الله تعالیٰ هست هستی همه در دستش چون موم کف دست عالم همه بر پایش چون خاک کف پا ناری که بر ابراهیم گردید گلستان بر شیعهٔ وی آمد برداً و سلاما آیه ز رخش تافته، مشعل مشعل دانش ز لبش ریخته، دریا دریا در خطِ تولّایش یکره همه عالم در موج تجلایش یکپارچه عقبی افتد به تن مدعیان لرزه هماره یک لحظه هشام ار بگشاید لب خود را عیسی که کند زنده تنی را عجبی نیست بس مرده جان کز نفس او شده احیا با لیلهٔ میلاد پیمبر شده توأم میلاد همایون امام ششم ما او منجی انسانها از جهل مرکب این زندهکن جانها با نطق دلارام افراشته او در همهجا رایت توحید افروخته این بر همگان مشعل تقوا او مظهر الله تعالی و تقدس این مظهر الله تقدس و تعالی از مکتب او فیض الهی شده جاری با منطق این امر رسالت شده اجرا او منجی عالم شد و این هادی آدم او خلق عظیم آمد و این آیت عظمی او با لب گویا کلماتش همه مصحف این آمده سر تا به قدم مصحف گویا از طلعت او گشت کشور جان گشته منور در پرتو این خانهٔ دل گشته مصفا
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط