بخشها
۰:۵۱–۹:۰۶متن مداحی این حسنها چقدر مظلومند
باز هم میشود حسینیه
وسعت قلب دردمندتان
سامرایی شدیم و میگوییم
تسلیت، تسلیت امام زمان
باز هم میشود حسینیه، وسعت قلب درد پرورتان
سامرایی شدیم و میگوییم: تسلیت، تسلیت امام زمان
تسلیت ای به دردها مأنوس! تسلیت ای بقیت الزهرا!
بیت الاحزان سینهات این بار پر شده از مصیبت بابا
این حسنها چقدر مظلومند
این غریبی ز قبرشان حاکیست
این حسنها عجیب مادریاند
از همین رو قبورشان خاکیست
دشمنان خبیث این دو حسن
قلبشان را به زهر آغشتند
آتش افکندهاند در دلشان
هر دو را آه
آخ خونجگر کشتند
یابنالزهرا ببین ز سوزش زهر
پدرت مثل بید میلرزه
قرار شد برا هر امامی گریه میکنی دَم حسین جانتو داشته باشی
اگه برا امیرالمؤمنین گریه میکنی بگو حسین
اگه برا مادر سادات گریه میکنی بگو حسین
یابنالشبیب
آقا، یابنالزهرا ببین ز سوزش زهر
پدرت مثل بید میلرزد
دم آخر درون کاسهٔ آب
جان مولا چه دید میلرزد
آخه شیخ طوسی در الغیبه نقل کرده امام عسکری کاسهٔ آب رو به دست گرفت
اینقدر زهر به بدن مبارکش اثر کرده بود
وقتی کاسه رو بالا آورد
این کاسه به دندانهای مبارکش
اگه اجازه بدی یه گریزی به کربلا بزنم آقا
امام زمان آمد کاسه رو
به دست گرفت به بابا با احترام آب داد
لحظههای آخر
دلها بسوزه برای اون آقایی که
اون نامرد چوب خیزران را برداشت
اینقدر به لب و دندان
اما من روضه رو ادامه میدم، این آقا خیلی مظلومه
دم آخر درون کاسهٔ آب
جان مولا چه دید میلرزد
دید دور از حضور یک سقا
در حرم حرف قحطی آب است
دید در قتلگاه بین دو نهر
لب جدش حسین بیتاب است
آقا
پدرت لحظههای آخر عمر
آب از دست پاکتان نوشید
دم آخر پسر نداشت حسین
تشنگی از گلوش میجوشید
سر بابا رو به دامن گرفتی، دلها بسوزه برای زینالعابدین
پرده ها را کنار زد
روی جسمش نشست آن ناپاک
خنجرش را به گردنش که نشاند
با یک کینه دوازده ضربه
نالهٔ مادری به گوش رسید
خواهری از فراز تل نالان
سمت گودی قتلگاه دوید
درباره مداحی این حسنها چقدر مظلومند
باز هم میشود حسینیه وسعت قلب دردمندتان سامرایی شدیم و میگوییم تسلیت، تسلیت امام زمان باز هم میشود حسینیه، وسعت قلب درد پرورتان سامرایی شدیم و میگوییم: تسلیت، تسلیت امام زمان تسلیت ای به دردها مأنوس! تسلیت ای بقیت الزهرا! بیت الاحزان سینهات این بار پر شده از مصیبت بابا این حسنها چقدر مظلومند این غریبی ز قبرشان حاکیست این حسنها عجیب مادریاند از همین رو قبورشان خاکیست دشمنان خبیث این دو حسن قلبشان را به زهر آغشتند آتش افکندهاند در دلشان هر دو را آه آخ خونجگر کشتند یابنالزهرا ببین ز سوزش زهر پدرت مثل بید میلرزه قرار شد برا هر امامی گریه میکنی دَم حسین جانتو داشته باشی اگه برا امیرالمؤمنین گریه میکنی بگو حسین اگه برا مادر سادات گریه میکنی بگو حسین یابنالشبیب، یابنالشبیب آقا، یابنالزهرا ببین ز سوزش زهر پدرت مثل بید میلرزد دم آخر درون کاسهٔ آب جان مولا چه دید میلرزد آخه شیخ طوسی در الغیبه نقل کرده امام عسکری کاسهٔ آبو به دست گرفت اینقدر زهر به بدن مبارکش اثر کرده بود وقتی کاسه رو بالا آورد این کاسه به دندانهای مبارکش اگه اجازه بدی یه گریزی به کربلا بزنم آقا امام زمان آمد کاسه رو به دست گرفت به بابا با احترام آب داد لحظههای آخر دلها بسوزه برای اون آقایی که اون نامرد چوب خیزران را برداشت اینقدر به لب و دندان اما من روضه رو ادامه میدم، این آقا خیلی مظلومه دم آخر درون کاسهٔ آب جان مولا چه دید میلرزد دید دور از حضور یک سقا در حرم حرف قحطی آب است دید در قتلگاه بین دو نهر لب جدش حسین بیتاب است آقا پدرت لحظههای آخر عمر پدرت لحظههای آخر عمر آب از دست پاکتان نوشید دم آخر پسر نداشت حسین تشنگی از گلوش میجوشید سر بابا رو به دامن گرفتی، دلها بسوزه برای زینالعابدین ردا را کنار زد روی جسمش نشست آن ناپاک خنجرش را به گردنش کشید با یک کینه، با یک کینه دوازده ضربه نالهٔ مادری به گوش رسید خواهری از فراز تل نالان سمت گودی قتلگاه دوید
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط