
این بار چندم است کفن باز میکنم - حسین طاهری
دانلود این بار چندم است کفن باز میکنم
بخشها
۰:۰۰–۵:۴۱متن مداحی این بار چندم است کفن باز میکنم
این بارِ چندم است کفن باز میکنم
دارم به این بهانه تو را ناز میکنم
پلکی تبسمی نفسی یا شکایتی
باشد بخواب فاطمه هر طور راحتی
باشد برو ولی جگرم را نگاه کن
پُشتم شکستهای کمرم را نگاه کن
برخیز باز چارهی درد مرا بده
برخیز و دستمالِ نبردِ مرا بده
مثل قدیم پشت سرم آب را بریز
جای علی تو برجگرم آب را بریز
این بار چندم است کفن باز میکنم
دارم به این بهانه تو را ناز میکنم
داریم مثل سوز خزان گریه میکنیم
با آستینِ بین دهان گریه میکنیم
دارم به دوش خویش دو تابوت میکشم
دستی به زخم گوشهی اَبروت میکشم
این مرد کوه بود که درهم شکسته شد
دیدم که هفت جای تو باهم شکسته شد
تو غرق زخم رفتی و حیدر تمام کرد
امروز بی تو فاتح خیبر تمام کرد
دارند بچهها همه از دست میروند
خواهر تمام کرد، برادر تمام کرد
پیش حسن حسین به زانو نشسته است
وقتی به گریه گفت که مادر تمام کرد
دیدم که قاتلت اثر ضربِ خویش را
با چوبهای شعلهورِ در تمام کرد
وای از قلاف، زخمش از اول عجیب بود
وای از مغیره کارِ خود آخر تمام کرد
روز دوشنبه بود به آتش شروع کرد
روز دهم به ضربهی خنجر تمام کرد
این بار چندم است کفن باز می کنم
دارم به این بهانه تورا ناز می کنم
درباره مداحی این بار چندم است کفن باز میکنم
این بار چندم است کفن باز میکنم دارم به این بهانه تو را ناز میکنم پلکی، تبسمی، نفسی یا شکایتی باشد بخواب فاطمه هر طور راحتی باشد بخواب فاطمه هر طور راحتی باشد برو ولی جگرم را نگاه کن پشتم شکسته، این کمرم را نگاه کن برخیز و باز چارهٔ درد مرا بده برخیز و دستمال نبرد مرا بده مثل قدیم پشت سرم آب را بریز جای علی تو بر جگرم آب را بریز این بار چندم است کفن باز میکنم دارم به این بهانه تو را ناز میکنم این بار چندم است کفن باز میکنم دارم به این بهانه تو را ناز میکنم داریم مثل سوز خزان گریه میکنیم با آستین بین دهان گریه میکنیم دارم به دوش خویش دو تابوت میکشم دستی به زخم گوشهٔ ابروت میکشم این مرد کوه بود که در هم شکسته شد دیدم که هفت جای تو با هم شکسته شد تو غرق زخم رفتی و حیدر تمام کرد امروز بیتو فاتح خیبر تمام کرد دارند بچهها همه از دست میروند خواهر تمام کرد، برادر تمام... تمام کرد پیش حسن، حسین به زانو نشسته است آی پیش حسن، حسین به زانو نشسته است وقتی به گریه گفت که مادر تمام کرد دیدم که قاتلت اثر ضرب خویش را با چوبهای شعلهور در تمام کرد وای از غلاف وای از غلاف، زخمش از اول عجیب بود وای از مغیره، کار خود آخر تمام کرد روز دوشنبه بود به آتش شروع شد روز دهم به ضربهٔ خنجر تمام کرد این بار چندم است کفن باز میکنم دارم به این بهانه تو را ناز میکنم
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط