
ای نور چشم مادر زینب بیا بیا - محمدرضا طاهری
دانلود ای نور چشم مادر زینب بیا بیا
بخشها
۰:۰۰–۱۶:۰۵متن مداحی ای نور چشم مادر زینب بیا بیا
خب ای نور چشم مادر زینب بیا بیا
ای مهمان بیسر زینب
این لحظههای آخر زینب
کشتی مرا برادر زینب
پایان عمر پر تب و تابم رسیدهاست
مویم سفید گشته و
قدم خمیدهاست
حسین
حسینجان
یک سال و نیم آب شدم در عزای تو
یک سال و نیم سوختم از ماجرای تو
یک سال و نیم زینب و
سوز نوای تو
یک سال و نیم روضه کرببلای تو
پا رو به قبله دارم و ذکر شهادتین
لبتشنهام به یاد لب تشنهات
داداش، کابوس هر شبم شده گودال قتلگاه
با چکمه روی سینه، ای شاه بیسپاه
انداخت پنجه در موی تو
اسبِ روسیاه
هی میکشید در گلوی خشکت
با یاد دست و پا زدنت زیر آفتاب
بیش از هزار زخم تنت زیر آفتاب
بردند پیراهنت زیر آفتاب
از نعل تازه له شدنت زیر آفتاب
ای روح و جان خستهی من مبتلای تو
خواهم در آفتاب بمیرم برای تو
صدا زد خورشیدِ سنگخوردهی هر شب شد سرت
من با چشمِ خودم دیدم میریخت
پای نیزهی تو اشک مادرت
جایی، جایی برای نیزه زدن داشت حنجرت؟
شد ذوب در هوای سرت قلب دخترت
میون اینهمه دشمن
از حرمله نبود در آن بین
گرگ تر
آخه سرنیزه بود از سر اصغر بزرگتر
افتاد زیر پا سر آبآورِ تو، آه
کنج تنور و تشت طلا و سر تو
شد بسته بین سلسلهها دستهای من
خندید شام بر من و اشک عزای من
انداختن نان تصدق برای من
وا شد به بزم رقص و می و طعنه پای من
ای خواهرت فدای لب خیزرانیات
کارم همیشه و همهجا نوحهخوانیات
عزیز دلم
حسین من
از آه غم لبالب و از گریهها پرم
از شام و کوچه کوچهی این شهر دلخورم
مجروح مانده شانه و خاکیست چادرم
جانم به لب رسیده اما دل از تو نمیبُرم
بازم ز شهر مادریام دور گشتهام
با عشق یک نگاه تو از جان گذشتهام
یک سال و نیم رفت و شب آخر من است
بر باد رفته یکسره خاکستر من است
پیراهن تو یوسف من در بر من است
در انتظار پای تو چشم تر من است
عباس را بگو که غمت قوت زینب است
در حسرت دو دست تو تابوت زینب است
درباره مداحی ای نور چشم مادر زینب بیا بیا
خب ای نور چشم مادر زینب بیا بیا ای مهمان بیسر زینب بیا بیا این لحظههای آخر زینب بیا بیا کشتی مرا برادر زینب پایان عمر پر تب و تابم رسیدهاست مویم سفید گشته و قدم خمیدهاست حسین حسینجان همهٔ روضههای زینب همینهاست. روضههایی که زینب رو کشت همینهاست. یک سال و نیم آب شدم در عزای تو یک سال و نیم سوختم از ماجرای تو یک سال و نیم زینب و سوز نوای تو مگه یادم میره اون لحظه آخر تو هی صدا میزدی آه جگرم یک سال و نیم روضه کربلای تو پا رو به قبله دارم و ذکر شهادتین لبتشنهام به یاد لب تشنهات داداش، کابوس هر شبم شده گودال قتلگاه با چکمه روی سینه، ای شاه بیسپاه انداخت پنجه در موی تو اسبِ روسیات هی میکشید در گلوی خشکت یکجا نین سوختم و ساختم در شعلههای سرکشِ داغت گداختم حسین با یادِ دست و پا زدنت زیر آفتاب بیش از هزار زخمِ تنت زیر آفتاب بردند آه پیرهنت زیر آفتاب از نعلِ اسب له شدنت زیر آفتاب ای روح و جانِ خستهٔ من مبتلای تو ای روح و جان سالک سوی من، مبتلای تو خواهم در آفتاب بمیرم برای تو صدا زد خورشیدِ سنگخوردهٔ هر شب شد سرت خورشیدِ سنگخوردهٔ هر شب شد سرت من با چشمِ خودم دیدم میریخت پای نیزهٔ تو اشک مادرت جایی، جایی برای نیزه زدن داشت حنجرت؟ شد ذوب در هوای سرت قلب دخترت میون اینهمه دشمن حسین حسین از حرمله نبود در آن بین گم کرد آخه سرنیزه بود از سر اصغر بزرگتر حالا رسیدیم اصل روضهٔ زینب افتاد زیر پا سر آبآورِ تو، آه کنج تنور و طشت طلا و سر تو شد بسته بین سلسلهها دستهای من خندید شام بر من و اشک عزای من همه عالم سر سفرهٔ ما روزی میخورن انداختن نان تصدق برای من خوشغیرتها وا شد به بزم رقص و می و طعنه پای من حسین ای خواهرت فدای لب خیزرانیات کارم همیشه و همهجا نوحهخوانیات عزیز دلم حسین من حسین من حسین من از آهِ غم لبالب و از گریهها پرم از آهِ غم لبالب و از گریهها پرم از شام و کوچه کوچهی این شهر دلخورم مجروح مانده شانه و خاکیست چادرم جانم به لب رسیده اما دل از تو نمیبُرم بازم ز شهر مادریام دور گشتهام با عشق یک نگاه تو از جان گذشتهام یک سال و نیم رفت و شب آخر من است بر باد رفته یکسره خاکستر من است پیراهن تو، یوسف من، در بر من است در انتظار پای تو، چشم تر من است همی میدونم میکشه عباس را بگو که قنوت زینب است در حسرت دو دست تو تابوت زینب است همه را سوار بر ناقهها کرد اومد کنار گودال، غیور الله من همون زینبیم که سایهمو زن همسایهام حالا پاشو ببین بین فوج دشمن دورتادورم حلقه زدن پاشو ببین حرمله دورمو گرفته سنان و خولی و شمر دور منو گرفتن حسین حسین نذاشتم دست نامحرم به بچههات بخوره خودم همهرو سوار ناقهها کردم پاشو نوبت زینبه من که نمردم صدا نالتو آزاد کن، هرکی دلش تنگ حرم اربابه بگو یا حسین
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط