
بخشها
۰:۰۰–۱۲:۵۷متن مداحی آروم باش برادر
آروم باش برادر خواب دیدی دوباره
زینب رفته الان واست آب بیاره
تو خواب به کی میگفتی ای بیحیا نزن
کیو قسم میدادی تو رو خدا نزن
به کی میگفتی بسه دیگه با پا نزن
راز دلت چیه بگو به من حسن
کُشتی حسینتو حرف بزن حسن
غریب مادر حسن حسن
عزیز برادر حسن حسن
ترس چی رو داری اینقدر گوشهگیری
بابا رو میبینی دائم سر به زیری
چرا درست حسابی غذا نمیخوری
تو کوچهها که میری خیره به آجری
روی دیوارا جای چیا رو میشمری
چادر مادرو نکش روی خودت
غُصّههاتو داداش نریز توی خودت
اون روز که با مادر خونه برمیگشتید
دستش بود رو شونهات انگار که نمیدید
به ما یه موقعهایی که میندازه نگاه
چرا ما ها رو با هم میگیره اشتباه
برا چی هی تو خونه میافته راه به راه
صورت ماهشو پوشونده از همه
گوشوارهاش رو میشُست دیدم یکیش کمه
حسن غریبِ مادر
یا اباعبدالله
درباره مداحی آروم باش برادر
آروم باش برادر خواب دیدی دوباره زینب رفته الان واست آب میآره آروم باش برادر خواب دیدی دوباره زینب رفته الان واست آب میآره تو خواب به کی میگفتی: «ای بیحیا، نزن»؟ کیو قسم میدادی: «تو رو خدا، نزن»؟ به کی میگفتی: «بسه، دیگه با پا نزن»؟ تو خواب به کی میگفتی: «ای بیحیا، نزن»؟ کیو قسم میدادی: «تو رو خدا، نزن»؟ به کی میگفتی: «بسه، دیگه با پا نزن»؟ راز دل چیه؟ بگو به من حسن کشتی حسینو، حرف بزن به من کشتی حسینو، حرف بزن حسن راز دل چیه؟ بگو به من حسن کشتی حسینو، حرف بزن حسن حرف بزن حسن غریب مادر غریب مادر غریب مادر حسن حسن حسن حسن عزیز برادر غریب مادر غریب مادر آروم باش برادر، خواب دیدی دوباره آروم باش برادر، خواب دیدی دوباره زینب رفته الان واست آب میاره تو خواب به کی میگفتی کیه بیحیا نزن کیو قسم میدادی تو رو خدا نزن به کی میگفتی بسه دیگه با پا نزن راز دلت چیه بگو به من حسن کشتی حسینتو حرف بزن حسن کشتی حسینتو حرف بزن غریب مادر غریب مادر عزیز برادر ترس چی رو داری اینقدر گوشهگیری ترس چی رو داری اینقدر گوشهگیری بابا رو میبینی دائم سر به زیری چیه داداش چرا درست حسابی غذا نمیخوری تو کوچهها که میریم خیره به آجری چرا درست حسابی غذا نمیخوری؟ تو کوچهها که میریم، خیره به آجری روی دیورا جای چیو میشمری؟ چادر مادرو نکش روی خودت غصههاتو داداش نریز توی خودت غصههاتو داداش نریز توی خودت غریب مادر عزیز برادر جانم حسن حسن حسن حسن غریب مادر اون روز که با مادر خونه برمیگشتی اون روز که با مادر خونه برمیگشتی دستش بود رو شونم انگار که نمیدید برام الان مسجل شده به جایِ اون موقعهایی که میندازه نگاه چرا ماها رو با هم میگیره اشتباه؟ برا چی هی تو خونه میافته راه به راه؟ به جایِ اون موقعهایی که میندازه نگاه چرا ماها رو با هم میگیره اشتباه؟ برا چی هی تو خونه میافته راه به راه؟ صورت ماهشو پوشونده از همه گوشوارههاشون دیدم یکیش کمه گوشوارههاشون دیدم یکیش کمه غریبِ مادر حسن حسن حسن حسن عزیز برادر غریبِ مادر زهرا غریبِ مادر عزیزِ زهرا عزیزِ زهرا غریبِ مادر عزیزِ زهرا غریبِ مادر زهرا غریبِ مادر غریبِ مادر حسن غریبِ مادر حسن، حسن حسن غریبِ مادر حسن غریبِ مادر ای غریبِ مادر ای غریبِ مادر یا اباعبدالله
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط