
بخشها
۰:۰۳–۷:۲۱متن مداحی آتیش خونمون
آتیشِ خونمون
چهقد هیزم ریختن پیشِ خونمون
قدِّ تو خم شده
خونمون پاخورِ نامحرم شده
دو نفر از جمعِ خونه کم شده
قدِّ تو خم شده
توی هجده بهار پیرت کردن از زندگی کردن
سیرت از زندگی کردن
وا اُمّاه
بارونه کربلا
مادرت میشه مهمونِ کربلا
شبِ جمعه روضهخونه کربلا
بارونِ کربلا
آه، ششگوشت
گریه میکنم توی آغوشم
نذرِ زینب مشکی میپوشم
بارونِ کربلا
سرِ پیراهن
پیرم کردن، زنده باشی
زینب از تل بره
گفتی ذوالجناحم از تو مقتل بره
کاشکی میگفتی مادر اول بره
زینب از تل بره
بگو از رو تنت
پا برداره، این تشنهلب،
خواهر داره این تشنهلب
سر پیراهنت
پیرم کردن از زندگی
سیرم کردن از زندگی
داری توی چشمات، یه دلهره
چقدر قطرهٔ خون، رو چادره
حسینت چرا آب نمیخوره؟
با اینکه تشنهست
چقدر گریه کردی با پیرهنش
همون پیرهنی که میبرنش
میبینی که رگهای گردنش
به زیر دشنهست،
هِی کند میبره لشکر کلافهشه
مدینه، مدینه قنفذ بود و مغیره، کربلا هم دو نفر بودن
فکر کن سنان که هست ،خولی اضافهشه
این نیزه میزنه، اون تیغ میکشه
با گریه خواهرش، هِی جیغ میکشه
ای کشتهٔ فتاده به هامون، حسین من
ای صید دست و پا زده در خون، حسین من
درباره مداحی آتیش خونمون
آتیشِ خونمون آتیشِ خونمون چهقدی زوم ریختن پیشِ خونمون آتیشِ خونمون چهقدی زوم ریختن پیشِ خونمون یعنی اینجا بازم میشه خونمون؟ آتیشِ خونمون آتیشِ خونمون چهقدی زوم ریختن پیشِ خونمون یعنی اینجا بازم میشه خونمون؟ آتیشِ خونمون قدِّ تو خم شده خونمون پاخورِ نامحرم شده اینو دیگه ندیده بودیم مادر الهی قربونت برم دو نفر از جمعِ خونه کم شده قدِّ تو خم شده توی هجده بهار پیرت کردن از زندگی سیرت کردن از زندگی سیرت کردن توی هجده بهار از زندگی سیرت کردن از زندگی سیرت کردن وا اُمّاه وای، مادر مادر مادر مادر مادر مادر مادر اینانا الزهرا، اینانا الزهرا، اینانا الزهرا تو اولین مادرِ جوونی هستی که بچههات بهت میگن: اینانا الزهرا چی شد اینقد پیر شدی مادر؟ داری گریه میکنی، من بخونم برات؟ دیشب، شبِ جمعه، کجا بودی مادر؟ دیشب با دردِ پهلو، راستی چهطور رفتی کربلا؟ بارونه کربلا مادرت میشه مهمونِ کربلا بارونه کربلا مادرت میشه مهمونِ کربلا شبِ جمعه روضهخونه کربلا بارونِ کربلا آه، ششگوشه گریه میکنم توی آغوشش نذرِ زینب مشکی میپوشه بارونِ کربلا سرِ پیراهن پیرم کردن، زنده باشی سرِ پیراهن داری گریه میکنی برات میگم منم تشنهٔ اشکم، یا اباعبدالله زینب از تل بره چی شد خودتو تنها کردی حسین؟ زینب از تل بره گفتی ذوالجناحم از تو مقتل بره کاشکی میگفتی مادر اول بره زینب از تل بره بگو از رو تنت پا برداره، این تشنهلب، خواهر داره این تشنهلب، خواهر داره سر پیراهن، پیرم کردن سر پیراهن، پیرم کردن، زندگی داری توی چشمات، یه دلهره چقدر قطرهٔ خون، رو چادره حسینت چرا آب نمیخوره؟ با اینکه تشنهست چقدر گریه کردی با پیرهنش همون پیرهنی که میبرنش میبینی که رگهای گردنش به زیر دشنهست، آی کربلاییها هِی قفل میبره لشکر کلافهشه مدینه، مدینه قنفذ بود و مغیره، کربلا هم دو نفر بودن فکر کن سنان که هست خولی اضافهشه این نیزه میزنه، اون تیغ میکشه با گریه خواهر، هِی جیغ میکشه ای کشتهٔ فتاده به هامون، حسین من ای صید دست و پا زده در خون، حسین من
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط