مهدی دلش در ماتمه
اشکای چشماش زمزمه
داره میسوزه از غم
امام صادق
رنجور درد و محنه
دل توی سینهش میزنه
امشب شده سینه زن
امام صادق
شال عزا بر گردنش
یادش میاد که جدشو آزردنش
شال عزا بر گردنش
یادش میاد تو کوچهها کشوندنش
شال عزا بر گردنش
یه پیرمرد و با چه وضعی بردنش
پای پیاده
دشمن سواره
بارون چشماش
داره میباره
آه و واویلا
خیل عدو دور و برش
دستاشو برده رو سرش
افتاده یاد مادرش
امام صادق
افتاده یاد کوچهها
آتیش و دود و شعلهها
مهنت کشیده از جفا
امام صادق
میخوره هر دفعه زمین
میرسه دشمن از یسار و از یمین
میخوره هر دفعه زمین
دلش میشه به یاد مادرش حزین
میخوره هر دفعه زمین
میبینه توی کوچه قنفذ لعین
دشمن رسیده
با تازیونه
ازت حد که حرمت
دل پریشونه
آه و واویلا
تو لحظههای آخر
روضه میخونه یک سر
یاد گلوی و حنجر
امام صادق
یادش میاد از کربلا
سرای روی نیزهها
میسوزه از این روضهها
امام صادق
رو لبش آه حسرت
میبینه دشمن و پی جسارت
رو لبش آه حسرت
به یاد عمه زینب و اسارت
رو لبش آه حسرت
یاد آتیش خیمهها و غارت
اشکش روونه
با دل پر تب
دائم میخونه
وای عمه زینب
آه و ویلا
شور حماسی با نوای کربلایی جواد مقدم، به مناسبت شهادت امام صادق(ع) و مظلومیت ایشان و یادآوری مصائب اهل بیت(ع) در کربلا. این قطعه با مطلع «مهدی دلش در ماتمه، اشکای چشماش زمزمه» به تصویرسازی غربت امام زمان(عج) در عزای جدش میپردازد.
اولین نظر را شما بنویسید.