
بخشها
۰:۰۰–۴:۳۴متن نماهنگ چند وقتیست
چند وقتیست سرم روی تنم میافتد
دست من نیست که گاهی بدنم میافتد
نقش لاله به روی پیرهنم میافتد
دست من کار کند مطمعنم میافتد
من چگونه بپرم بال و پرم سوخته است
به خدا بیشتر از تو جگرم سوخته است
من ز تب کردن و بیمار شدن خسته شدم
بر سر خادمه سربار شدن خسته شدم
با تن سوخته تبدار شدن خسته شدم
من از این دست به دیوار شدن خسته شدم
شانه از دست من افتاد دل زینب سوخت
چشم من بر حسن افتاد دل زینب سوخت
آنقدر آب شدم من که تنی نیست که نیست
مثل تسبیح شدم من بدنی نیست که نیست
جز حلالم کن علی جان سخنی نیست که نیست
هر چه گشتم به خدا یک کفنی نیست که نیست
کاشکی زودتر این پیرهن آماده شود
بهر فردای حسینم کفن آماده شود
درباره نماهنگ چند وقتیست
چند وقتیست سرم روی تنم میافتد چند وقتیست سرم روی تنم میافتد دست من نیست که گاهی بدنم میافتد نه، نقش لاله به روی پیرهنم میافتد دست من کار کند، مطمئنم میافتد من چگونه بپرم بال و پرم سوخته است به خدا بیشتر از تو جگرم سوخته است بگویم علیجان من ز تب کردن او بیمار شدم من ز تب کردنِ بیمار شدم خسته شدم بر سرِ خادمه سربار شدم خسته شدم با تنِ سوخته تبدار شدم خسته شدم من از این دست به دیوار شدم شانه از دستِ من افتاد دلِ زینب سوخت چشمِ من بر حسن افتاد دلِ زینب آنقدر آب شدم من که تنی نیست که نیست مثلِ تصویر شدم من بدنی نیست که نیست جز حلالم کن علیجان سخنی نیست که نیست هرچه گشتم به خدا یه کفنی نیست که نیست فضه کنیز داره دیر میشه کاشکی زودتر این پیراهن آماده شود بهر فردای حسینم کفن آماده شود
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط