
بخشها
۰:۰۴–۹:۰۹نسخهٔ تصویری
متن نماهنگ فاتح جنگ
تاریخ به جز عبرت ایّام ندارد
هر آینه روز خوش و آرام ندارد
هرجا سخنی از شرر وشیوهی گرگ است
از لانهی جاسوسی شیطان بزرگ است
آن لانه که تسخیر جوانان وطن شد
جاسوسی آن فاش برای تو و من شد
از گور همو آتش امروز بلند است
صهیون به هواداری او اهل گزند است
با این همه آن وعدهی شیرین شده نزدیک
پیروزی لبنان و فلسطین شده نزدیک
سنوار نشان داد که با پیکر صد چاک
باید که سلاح تو نیفتد به روی خاک
سید حسن، هنیّه، فواد و صفی الدّین
هم خیل شهیدان ره قدس و فلسطین
سیّد رضی و زاهدی و نیلفروشان
سنوار که تکبیر زنان بود خروشان
گفتند بدانید که بسیار عیان است
اینها نفس آخر صهیون به جهان است
از حزب خدا در دلشان وحشت و بیم است
سیّد حسن بعدی ما شیخ نعیم است
با اینکه غم و غصّه به هر ناحیه برپاست
سر زنده تر پیش ولی ضاحیه برپاست
سیّد حسن آن روز به خط خوش و خوانا
بر صفحه نوشته سپس آن را زده امضا
ما صاعقه در روز نبردیم بدانید
قطعا همه پیروز نبردیم بدانید
شمشیر به کف آیهی فتحند دلیران
آمادهی صد وعدهی صادق شده ایران
داریم میاییم به میدان بهراسید
آری بهراسید از ایران بهراسید
این بار چنان شخم زند دیو نماند
بر نقشه دگر نام تلآویو نماند
خود را وسط معرکه محبوس ببینید
تا مردنتان یکسره کابوس ببینید
ای خیبریان از شب پیکار بترسید
از زمزمهی حیدر کرّار بترسید
هنگام نبرد آمده خوشحالیتان کو؟
آن دبدبهی گنبد پوشالیتان کو؟
باید که بفهمی سر تسلیم نداریم
ما از تو و ارباب تو هم بیم نداریم
فتاح به تو یاد دهد فتح مبین را
ایران به تو تعلیم دهد نظم نوین را
ایران به تو اثبات کند جنگ بلد کیست
آن کس که در این غائله پیروز شود کیست
پا را ز حد خویش فراتر تو نهادی
شلیک به ایران چه غلطهای زیادی
ای باند تبهکار بزن زور خودت را
با موشک خود حفر کنی گور خودت را
ای باند تبهکار تو در آخر کاری
بی صاحب خود هیچ تو در چنته نداری
بر هم بزند حملهی ما سرخوشیت را
پایان بدهد قصّهی کودک کشیت را
تو ابن زیادی و سگ هار یزیدی
بیچاره نگهبان در کاخ سپیدی
آن کاخ که نزدیک شده صبح زوالش
فرقی نبود بین سگ زرد و شغالش
آن کاخ که بر پایهی تو تدلیس نشسته
بر صندلی قدرتش ابلیس نشسته
آدم کشی وفتنه و غارت هنر اوست
هر شر که به عالم بشود زیر سر اوست
بیدادگریهای جهان ریشهاش آنجاست
ویران شود ان کاخ که ویرانگر دنیاست
یک خون طلب ماست از این قوم ستمکار
یک روز میآییم به خونخواهی سردار
هیهات که ما عزّت خود را بفروشیم
از خون سلیمانیمان چشم بپوشیم
سوگند به او مرهم این داغ تقاص است
با قاتل او حرفی اگر هست قصاص است
ما صاحب عزمیم اذا زُلزِت الارض
آمادهی رزمیم اِذا زُلزِلت الارض
ما کالجبل راسخ امروز نبردیم
این وعدهی قطعیست که پیروز نبردیم
نه جای شتاب است نه هنگام درنگ است
سیّد علی خامنهای فاتح جنگ است
ما زندهتر از پیش به خون شهداییم
در معرکهها لشکر این مرد خداییم
او اذن دهد در صف پیکار ردیفیم
لب تر کند امروز سحر قدس شریفیم
امروز که اوضاع جهان مایهی شرم است
ای عشق دلافروز دل ما به تو گرم است
درباره نماهنگ فاتح جنگ
پاریس بهجز عبرت ایام ندارد در آینه روز خوش و آرام ندارد هر جا سخنی از شرر و شیوه گرگ است از لانه جاسوسی شیطان بزرگ است آن لانه که تسخیر جوانان وطن شد جاسوسیشان فاش برای تو و من شد از غزه اگر چه همه روز آتش و دود است صهیون به هواداری او اهل گزند است با این همه آن وعده شیرین شده نزدیک پیروزی لبنان و فلسطین شده نزدیک سنوار نشان داد که با پیکر صد چاک باید که سلاحت نیفتد به روی خاک سید حسن، هنیه، فؤاد و صفیالدین همخیل شهیدان رهِ قدس و فلسطین سید رضی و زاهدی و با مهدیِ عالیفروشان سنوار که تکبیرزنان بود خروشان گفتند بدانید که بسیار عیان است اینها نفسِ آخر صهیون به جهان است از حزبِ خدا در دلشان وحشت و بیم است سید حسن بعدیِ ما شیخ نعیم است با اینکه غم و غصه به هر ناحیه برپاست سرزندهتر از پیش ولی ضاحیه برپاست سید حسن آن روز به خطِ خوش و خوانا بر صفحه نوشته سپس آن را زده امضا ما صاعقه در روز نبردیم، بدانید قطعاً همه پیروزِ نبردیم، بدانید شمشیر به کف، آیهی فتحاند دلیران آمادهی صادقِ سه، شده ایران داریم میآییم به میدان داریم میآییم به میدان بهراسید، آری بهراسید، از ایران بهراسید اینبار چنان شخم زند دیو نماند بر نقشه دگر نام تلآویو نماند خود را وسط معرکه محبوس ببیند سفیدی آن کاخ که نزدیک شده صبح زوالش فرقی نبوَد بین سگ زرد و شغالش آن کاخ، آن کاخ که بر پایهٔ تدلیس نشسته بر صندلی قدرتِ شبلیس نشسته آدمکشی و فتنه و غارت، هنر اوست هر شر که به عالم بشود زیر سر اوست بیدادگریهای جهان، ریشهاش آنجاست ویران شود این کاخ که ویرانگر دنیاست یک خون طلب ماست از این قوم ستمکار یک روز میآییم به خونخواهی سردار هیهات که ما عزت خود را بفروشیم از خون سلیمانیمان چشم بپوشیم سوگند به او، مرهم این داغ تقاص است با قاتل او حرفی اگر هست، قصاص است ما صاحب عزمیم إذا زلزلت الأرض آمادهٔ رزمیم إذا زلزلت الأرض ما کالجبل الراسخ امروز نبردیم این وعدهٔ قطعیست، این وعدهٔ قطعیست که پیروز نبردیم نه جای شتاب است نه هنگام درنگ است سید علی خامنهای فاتح جنگ است ما زندهتر از پیش به خون شهداییم ما زندهتر از پیش به خون شهداییم در معرکهها لشکر این مرد خداییم او اذن دهد در صف پیکار ردیفیم لب تر کند امروز به هر خط شریفی امروز امروز که اوضاع جهان مایهٔ شرم است ای عشق دلافروز دل ما به تو گرم است
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
