
بخشها
۰:۰۰–۳:۴۱متن نماهنگ غریب بیمحلیها
نمیخواهد مرا آن یار که دنیاست خواهانش
همان که کشت ما را ماجرای وصل و هجرانش
از آن روزی که فهمیدیم صحرا خیمه گاه توست
همیشه غبطه میخوردیم بر ریگ بیابانش
دل مجنون شکست و قصه لیلی زبان زد شد
همیشه رسم عشق این بوده عاشق داده تاوانش
همین آشفته حالی ها نیاز وصل معشوق است
پشیمان میشود هر کس نمیگردد پریشانش
غریب بی محلی ها تو هم مثل حسن هستی
همان مرد کریم کوچه ها جانم به قربانش
امید آخر هر بچه شیعه چادر زهراست
برای اینکه برگردی گره خوردم به دامانش
تو را جان همان پهلو شکسته زودتر برگرد
همان خانم که میخ داغ در افتاد بر جانش
درباره نماهنگ غریب بیمحلیها
مناجات احساسی با امام زمان(عج) دربارهٔ سوز فراق، غربت حضرت و تمسک به چادر حضرت زهرا(س) برای فرج. «امیدِ آخرِ هر بچهشیعه، چادرِ زهراست / برای اینکه برگردی، گره خوردم به دامانش».
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.