
بخشها
۰:۰۳–۲:۵۳متن مداحی صدقه به ما حرامه
حسین
گفت مگه نگفتم نون و خرما رو پخش کن
چرا اینجوری کردی؟ چرا دستنخورده برگردوندی؟
گفت خانم بردم این زنبیل و این سبد نون و خرما رو بدم
حتی دست یکی دو تا از این بچههاشون هم نون و خرما رو دادم
ولی یه خانمی اونجا بود سریع نون و خرما رو از دست این بچهها گرفت برگردوند تو این سبد، داد زد
صدقه به ما حرامه
تا اینو گفت بلند شد از رو زمین گفت صدقه به ما حرامه؟ کی گفت صدقه به ما حرامه؟
به کنیزه گفت راه بیفت جلو به من باید نشونش بدی
اومدن جلو گفت کدوم یکی از اینها بود؟ اشاره کرد جلو اومد
گفت خانم چرا نذاشتی بچه نون و خرماشو بخوره؟
شنیدم داد زدی صدقه به ما حرامه
صدقه فقط به آل پیغمبر حرومه
اصلاً اینها به کنار، این صدقه نیست این نذره
گفت چه نذریه؟
گفت من سالهای پیش توی کوفه یه معلّم قرآن داشتم
بهش میگفتن زینب دختر علی
نذر کردم نون و خرما بدم بلکه یه بار دیگه زینبو ببینم
بچهسیدها یه دفعه عمّهجان شما صورتو نشونش داد، امّحبیبه نذرت ادا شد من
زینبم
زینب من یه داداش داشت
به نام حسین
نگاه کن بالا نیزهرو
ببین سر برادرمو
ببین موهای خوشگلشو
ببین صورت قشنگشو با سنگ
چیکارش کردن
درباره مداحی صدقه به ما حرامه
روضهٔ سوزناک ورود اهل بیت به کوفه و ماجرای نان و خرما با نوای مازیار طاولی؛ گفتوگوی امحبیبه و حضرت زینب(س) در میان اسیران کربلا. فراز جانسوز «نذر کردم نون و خرما بدم بلکه یه بار دیگه زینبو ببینم» این غربت را به تصویر میکشد.
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط